فلسفۀ دعا و شرایط استجابت- احیاء شب 23 ر مضان 1397 هـ.ق
3یکایک صفات خدا را میشمارد و بعد میگوید:
اللَهمّ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الّتی تَهتِکُ العِصَم... .1 و شروع به دعا میکند.
یا در دعای صباح داریم:
اللَهمّ یا مَن دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطقِ تَبَلُّجِهِ، و سَرَّحَ قِطَعَ اللَیلِ المُظلِمِ بِغَیاهِبِ تَلَجلُجِهِ...
و بعد شروع به دعا میکند:
و افتَحِ اللَهمّ لَنا مَصاریعَ الصَّباحِ بِمَفاتیحِ الرَّحمَةِ و الفَلاح... .2
و حقّاً هم همینطور است؛ انسان وقتی چیزی از یک بزرگ تقاضا میکند، اوّل صفات و کرم او را بیان میکند و بعد از او تقاضا میکند.
یکی دیگر از شرایط دعا «یقین» است به اینکه مطمئن باشد که خدا میتواند حاجت انسان را بدهد، و دعا از روی شکّ و تردید و ریب نباشد. هر دعایی که از روی یقین باشد، به منصّۀ اجابت میرسد!3
یکی دیگر از شرایط دعا «إلحاح» است، یعنی اصرار کردن. انسان وقتی چیزی از شخصی میخواهد و میداند که این مشکل فقط به دست او حل میشود، جدّی میخواهد؛ امّا اگر شکّ داشته باشد که آن شخص میتواند این مشکل را حلّ کند یا نه، با خونسردی از او مطلبی را تقاضا میکند. از خدا باید جدّی خواست؛4 چون:
أزِمَّةُ الاُمورِ طُرًّا بیَدِهِ *** و الکُلُّ مُستَمِدَّةٌ مِن مَدَدَهِ5 «تمام این زمامها و رشتههای امور به دست خدا است، و تمام کائنات از مدد خدا امداد میشوند.»
این فقره منتخب از دعای امیرالمؤمنین علیه السّلام است که میفرماید: «عِلمًا بأنَّ أزِمّةَ الأُمورِ بیَدِک و مَصادِرَها عن قَضائِک.»6
یکی از شرایط دعا این است که انسان وقتی حال انقطاع به سوی خدا دارد و حالش خوش است، و آن وقتی که رحمت پروردگار نازل میشود، دعا کند؛ امّا وقتی که حالش متغیّر است یا وقتی که غضب خدا میخواهد نازل شود، دعا زیاد تعریف ندارد.7
مرحوم کلینی در کافی از حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت میکند که در چهار موقع دعا را مغتنم بشمارید:
إغتَنِموا الدُّعاء عندَ أربَعٍ: عندَ قرائَةِ القُرآنِ و عندَ الأذانِ و عندَ نُزولِ الغَیثِ و عندَ التِقاءِ الصَفَّینِ للشّهادة.8
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨٤٤ ـ ٨٥٠. ترجمه از معاد شناسی، ج ٣، ص ١٥٧؛ و شرح فقراتی از دعای أبوحمزه، ج ۲، ص ١٦٤:
«بار خداى من، من تو را ميخوانم به مقام رحمت خود كه تمام موجودات را فرا گرفته است، و به قوّتت كه با آن تمام موجودات را مقهور فرمودى و در مقابل آن همه چيز به حال خضوع و ذلّت درآمد... .
خدايا بيامرز آن گناهانى را كه پرده عصمت را پاره مىكند.» - بحار الأنوار، ج ٨٤، ص ٣٣٩ ـ ٣٤١. ترجمه:
«بار پروردگارا، ای کسی که روشنایی صبحدم را با بیان تابناکش بیرون آورد، و قطعههای شب تاریک را با سیاهی تحیّرش پراکنده کرد...
خدايا، درهاى روز را با كليدهاى رحمت و رستگارى به روى ما بگشا!» (محقّق) - الکافی، ج ٢، ص ٤٧٣.
- همان، ص ٤٧٤ و ٤٧٥ و ٤٩٠؛ عدّة الدّاعی، ص ١٥٤ و ١٥٥.
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ٣٥.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٤٩، خطبۀ ٢٢٧. تفسیر آیۀ نور، ص ٢٤٣، تعلیقه:
«زيرا كه مىدانند سررشتۀ تمام كارها به دست توست، و صدور احكام قضاء به فرمان تو مىباشد.» - الکافی، ج ٢، ص ٤٧٧.
- همان.
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨٤٤ ـ ٨٥٠. ترجمه از معاد شناسی، ج ٣، ص ١٥٧؛ و شرح فقراتی از دعای أبوحمزه، ج ۲، ص ١٦٤:

