جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص
7این وصیّت امیرالمؤمنین است. حال ما بیاییم روی این جهت حساب کنیم که اوّلاً امیرالمؤمنین علیه السّلام چرا میخواست عفو کند؟ اگر احیاناً از این زخم ـ بنا بر فرض ـ شفا پیدا میکردند، چرا عفو میکردند؟ چون امیرالمؤمنین علیه السّلام امام است؛ امام کینه ندارد، بخل ندارد، حِقد ندارد، حکومت خود را براساس زینتهای دنیا و آرزوهای باطله قرار نمیدهد، شخص مستکبری نیست، معصوم است، کارهایش همه براساس حقّ است!
ابنملجم که به آن حضرت ضربه زد، مثل این است که کسی به دیگری ضربهای میزند؛ این ضربه به حقوق شخصی حضرت صدمه زد و سر آن حضرت را شکافت. دستور اسلام در اینباره چیست؟ اگر ما از پیغمبر بپرسیم که: «اگر کسی به دیگری ضربه بزند حکمش چیست»، پیغمبر برای ما چه بیان میکنند؟ میگوید که اگر میخواهید قصاص کنید، و اگر عفو کنید برای شما بهتراست!
امیرالمؤمنین عین این کار را کرد؛ یعنی در این مسندی که هست و در این حکومتی که جای دارد و شرق و غرب عالم در تحت حکومت اوست، به اندازۀ سر سوزنی عنوان هویٰ در آن حضرت نیست که این شمشیری که بر سر آن حضرت واقع شده است، حضرت انتقام بگیرد و از آن دستوری که پیغمبر و اساس شریعت بر آن دستور وارد شده است تجاوز کند! میفرماید: «شمشیری زده است، حقّ قصاص دارم و اگر بخواهم عفو میکنم، و چون عفو کردن بهتر است و ما هم خاندان عفو هستیم، عفو میکنم!» پس این کاملاً صحیح است و نمیشود غیر از این تصوّر کرد!
و امّا وصیّتی که بر حضرت امام حسن کردند در اینکه:
او را محبوس داشتی، از خوراک و از طعام او کم نگذارید؛ او زندانی در زیر دست شما است، او را گرسنه و تشنه نگذارید؛1
این لازمۀ مقام رحمت آن حضرت است! آخر امیرالمؤمنین که آمده است تا دنیا را اداره کند و تا روز قیامت تمام افراد را زیر لوای این رحمت و رأفت در بیاورد، او با یک دیدهای نگاه میکند! این فرمایشات حضرت، تصنّعی نیست و عنوان آموزش ندارد، بلکه حال آن حضرت اینطور بود که به ابنملجم که اسیر در دست خود است، نگاه میکرده و میگفت:
- قرب الإسناد، ص ١٤٣؛ الجعفریّات (الأشعثیّات)، ص ٥٣؛ بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٨ به نقل از ابوالحسن البکری در مقتل امیرالمؤمنین علیه السّلام، به إسناد خودش از لوط بن یحییٰ، از مشایخش؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٣، ص ٢٥ و ٢٧.

