جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص
6حضرت اینطور جواب دادند؛ و بهعلاوه فرمودند:
من چگونه قاتل خود را بکشم؟!
یعنی این حرفی که شما میزنید که: «ابنملجم مرادی را که قاتل توست، بکش»، این حرف اصلاً ریشۀ صحیحی ندارد و از نقطۀ نظر تفکّر فلسفی غلطِ غلط است؛ برای اینکه اگر او قاتل من باشد پس او قاتل من است، اگر من او را کشتم دیگر او قاتل من نیست. پس در عالم قضا و قدرِ پروردگار که روی یک سلسلۀ اسباب و مسبّباتی مقدّر شده است که او من را بکشد، محال است که من بتوانم او را بکشم. و اگر من او را کشتم، شخص بیگناهی را کشتهام، قاتل خود را نکشتهام؛ قاتل من آن کسی است که مرا به قتل برساند و بعد من او را بکشم، امّا هنوز که مرا به قتل نرسانده است که قاتل من نیست، پس من شخص بیگناهی را کشتهام!
حضرت اینطور جواب دادند و بعضی از اوقات که خود ابنملجم خدمت حضرت میآمد و میگفت:
یا امیرالمؤمنین! چنین شنیدم که شما دربارۀ من اینطور فرمودهاید! این شمشیر حاضر است، مرا قصاص کن!1
حضرت به همین عبارت او را جواب میگفتند و دو خط شعر هم دربارۀ او میخواندند.2
وصیّت امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام در خصوص نحوۀ برخورد با ابن مجلم
از این موضوع بگذریم. وقتی که امیرالمؤمنین ضربت خوردند، به حضرت امام حسن علیه السّلام وصیّت کردند که:
اگر من از این زخم شفا پیدا کردم، خودم میدانم و او، و البتّه عفو میکنم؛ زیرا که خدا عفو کنندگان را دوست دارد! و اگر از این ضربت شهادت یافتم، ولیّ دم من شما هستید میخواهید قصاص کنید، میخواهید عفو کنید؛ امّا اگر قصاص کردید همان ضربتی که بر من وارد کرده، باید همان ضربت را بر او وارد کنید (یعنی یک شمشیر زده، باید یک شمشیر بزنید)، دست و پای او را نباید ببُرید، چشم و گوش او را نباید ببرید، او را نباید زنده آتش بزنید؛ اینها در شرع اسلام حرام است! قصاص به همان ضربتی که بر من وارد ساخته به او ضربت بزنید، اگر خواستید قصاص کنید و اگر هم خواستید عفو کنید برای شما بهتر است!3
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ٢٦٢.
- الإرشاد، ج ١، ص ١١ - ١٣، با قدری اختلاف.
- الإرشاد، ج ١، ص ٢١؛ الإختصاص، ص ١٥٠؛ الطّبقات الکبریٰ، ج ٣، ص ٢٥ و ٢٧؛ الکافی، ج ١، ص ٢٩٩ و ٣٠٠.

