چند توصیۀ اخلاقی در سوره إسراء
4مهجور نمودن قرآن با اکتفا به قرائت سورۀ توحید در نماز
عزیز من، اگر انسان همیشه سورۀ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ را بخواند ـ کما اینکه همۀ ما این کار را میکنیم ـ قرآن را دور انداختهایم! خُب بگویید: این سورۀ ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ﴾ معنایش چیست و برای چه آمده است؟ ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ﴾ برای چیست؟ سورۀ منافقون برای چیست؟ سورۀ جمعه برای چیست؟ اگر انسان همیشه اینها را بخواند، قرآن با معانیاش درون سینهاش میماند! قرآن در سینهها زنده است، نه در بین کتابها! پس اگر قرآن بین کتابها برود، از قرآن دور افتادهایم.1
این آیۀ سورۀ إسراء را که امروز قرائت کردیم، تفسیرش را با چند آیۀ دنبالهاش در هفتۀ پیش گفتیم و گذشتیم؛ حالا چند آیۀ دنبالهاش را بیان میکنیم.
چهقدر اینآیات شیرین است! به جان شما قسم، از عسل شیرینتر است! عسل کجا به گَردَش میرسد؟! آدم در نماز بایستد و شروع به خواندن سورۀ بنیاسرائیل (إسراء) کند و کیف کند! و ما هم بعضی اوقات که با رفقای خصوصی هستیم، همانهایی که پایشان درد نمیگیرد، کمرشان درد نمیگیرد و حوصلۀشان سر نمیرود، از این سورهها میخوانیم.
یک مرتبه در مشهد بودیم و سورۀ ابراهیم را با چند نفر از اهلبیت و أرحام و قوم و خویشها خواندیم؛ واللَه اینها نگفتند که کمر ما درد گرفت! امّا در سفری که در مکّه بودیم، از سورههای بزرگ میخواندیم؛ وقتی وارد مکّه شدیم، من هوَس کردم که سورۀ ابراهیم را در نماز بخوانم و گفتم: رفقا حال دارید سورۀ ابراهیم بخوانم یا حال ندارید؟ شش، هفت صفحه است. امّا مثل اینکه بعضیها مقداری حال نداشتند؛ خلاصه از سوره گذشتیم! امّا سورۀ ابراهیم عجیب است؛ آدم را آن بالاها میبَرد و میگرداند و خبرهایی میآورد! خیلی عجیب است!
سورۀ إسراء عجیب آیاتی دارد! آدم روی هر آیهای باید چشمش را ببندد و رد بشود؛ همین! و غیر از این چارهای نیست؛ اگر بخواهد در معنا و بطنش و در این امور وارد بشود، برای هر کدامش بایستی انسان را یک میلیون سال در عوالم نوری عبور بدهد، تازه حقّ آن عالم را هم اداء نکرده است!
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٣٢٢ ـ ٣٢٧.

