در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح

14748
سال 1430
نسخه عربی

بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح

8
  • این اورتل وثقی همین است‌. همینی که بین اویس و پیپمبر بود، چون این عروه، عروة وثقی بود عروه مُبَسَق بود عروه و دستگیره مطمئن بود، وقتی که این طور بود دید شاقول دارد جور دیگری را نشان می‌دهد میگوید وقتی که مادرت قول دادی، باید برگردی، پیغمبر را نمیبینی، نبین میخواستی نیایی، میخواستی قول ندهی، تو به مادرت گفتی، من نصف روز می‌مانم مادر تا از تو قول گرفت، مادرش قول گرفت نه اینکه به اصطلاح این جوری کند، گفت نصف روز بیشتر نمان وقتی که به آنجا رسیدی نصف روز بیشتر نمان، اگر یک وقت مادرش می‌گفت برو تا موقعی که پیغمبر را ببینی بمان، خیلی خوب، ولی آن دیگر مطلب دیگری است، ولی مادر گفته که نصف روز بیشتر نمان، یک چند ساعتی بیشتر نمان و این می‌آید نگاه می‌کند می‌بیند پیغمبر از همان بیرون مدینه به او میگویدها مادرت گفته، باید طبق آن چه را که عهد کردی و وفا کردی باید عمل کنی، بجان شما، بدن آدم اینجا می‌لرزد. که این مکتب، چقدر مکتب، مکتب عالی است و چقدر ما این مکتب را بر زمین زدیم و له کردیم و آبرو برایش نگذاشتیم، مکتبی که دارد به شاگردش یاد میدهد راست باش، گرچه هزار دلیل می‌توانی برای عمل خلافت داشته باشی، مکتبی که به آدم می‌گوید، گر چه می‌توانی مادرت را هم راضی کنی، گرچه می‌توانی، ولی کاری کن که وجدانت را بتوانی راضی کنی، مکتبی که همیشه وجدان انسان را به دنبال انسان روانه می‌کند، نه صورت ظاهری مسئله و صورت ظآهری قضیه را، وجدانت را توانستی راضی کنی، یا سر وجدانت را توانستی شیره بمالی، سر وجدانت توانستی آن را گمراه کنی، واغوا کنی، چون قول دادی به مادرت این قول، به مادر را همیشه محترم بشمار، چه مادرت بفهمد، چه نفهمد، عجیب مکتبی است و اللَه سوت می‌کشد سر آدم، و اللَه سوت می‌کشد، که چه چیزی به ما گفتند و چه بر سر این مکتب آوردیم، چه چیزی به ما گفتند و چی هست! چی شد! خوب چی فکر می‌کردیم! چی شد! یک چیزاهایی می‌گوید چی چی فکر می‌کردیم چی چی شد.