در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح

14748
سال 1430
نسخه عربی

بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح

4
  • پس بنابراین از نقطه نظر قضاوت افراد خارج، که به ضمائر اطلاع ندارند و به بواطن اشخاص احاطه ندارند، و به نفوس اشراف ندارند، این کلمات را بسیار مستحسن می‌شمارند، عجب چقدر خوب این آقا صحبت کرد چقدر خوب مطالب را بیان کرد، چه خوب شرح داد، چقدر خوب توضیح داد، چه حکایتهای خوبی آورد، چقدر مسائل خوبی آورد، چقدر ما بهره مند شدیم.

  • این از دیدگاه افرادی است که این مطالب را یک سویه می‌نگرند، و یک طرف سکه را می‌بینند و به این مسائل فقط، به همان جنبه ظاهری نگاه می‌کنند. ملائکه‌ای که در اینجا تشریف دارند و از چشم من و شما غائب هستند، آنها یک چیز دیگر می‌بینند، آنها دیدنشان فرق می‌کند.

  • در روز جنگ بدر وقتی آن مسائل پیش آمد أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام بالاخره آمد کار را تمام کرد، عتبه و شیبه اینها، همه به دست أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام به سِزای اعمال خودشان رسیدند، بعد هم دیگر لشگر اسلام حرکت کرد و زد و داشت غلبه می‌کرد، در آیه قرآن داریم که‌ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يكفِيكمْ أَنْ يمِدَّكمْ رَبُّكمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكةِ مُنْزَلِينَ‌1 خدا امداد کرد شما را، به سه هزار ملک از ناحیه پروردگار، آمدند و مطلب را به سود لشگر اسلام برگرداندند. مسئله، خیلی مسئله سختی بود، قوای مشرکین خیلی زیاد بود. عِدّه و عُودّه آنها بسیار زیاد بود، آن شب بدر خلاصه از آن شبهایی بود که پیغمبر به قول مرحوم آقا سفت دامن خدا را چسبید، در شب بدر، شب بدر از آن شبها بود و شبی که بود که أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در آن منامی که دید به پیغمبرکه، عرض کرد حضرت فرمودند: که‌ (قُلّمتَ الاسمِ الاعظَم) اسم اعظم را در امشب، خدا به تو تعلیم داد، و حقیقت اسم اعظم را در وجودت قرار داد. 

  • این نکته، نکته دقیقی است نه اینکه بیاید اسم اعظم را مثل حسن و حسین، تقی، نه آن حقیقت اسم اعظم را در وجود تو کاشت و در وجود تو قرارداد که، به واسطه آن حقیقت اسم اعظم، تو بر مشرکین غلبه خواهی کرد و آنها را به دیار نیستی خواهی فرستاد. آن‌ ثلاثة آلافِ مِنَ الامَلائِکه مُنزلین‌ را مردم نمی دیدند مسلمانان، یکدفعه دیدند این مشرکین دارند در می‌روند، یکی از همین این، جناب بزرگوار رئیس الفَسقَتَ والفَجَر جناب ابلیس شیطان این آمده بود و در جنگ بدر تحریک می‌کرد مشرکین را، به صورت یک پیرمردی آمده بود آن موقع عکس نبود، فیلم و فیلمبرداری که عکسش را بگیرند ببینیم که عکسش چه جوری است، که این عکس جناب این شیطان چه جوری است، خلاصه خدا نگرفت، هر که می‌خواهد بگوید شیطان چه جوری است، برود جلوی آینه بایستد یک چند لحظه آنی که می‌افتد عکسش تو آینه، خوب در ذهنش بسپارد، خلاصه این جناب پیرمرد تحریک می‌کرد افراد را، که بر علیه پیغمبر بجنگید فلان کنید، بزنید اینها عده‌شان کم است اینها بابا اصلا چیزی ندارند، بعضی‌ها با بیل و کلنگ آمده بودند و شمشیر هم نداشتند، چوب ورداشته بودند آورده بودند، بندگان خدا، پول نداشتند، چیزی نداشتند، عِدّه و عدُه‌ای نداشتن بزنید، فلان کنید، تحریک کنید. یک دفعه تا این شیطان چشمش به ملائکه افتاد، دمش گذاشت روی کولش، ال فرار چنان می‌دوید که چندتا پشتک هم می‌زد، مردم گفتن، آی کجا می‌روی، حالا گذاشتی در میری، تا حالا ما را شیر می‌کردی برو جلو، برو جلو، ما خودمان رو انداختیم جلو، بابا، ننه مون درآمد، حالا که موقع فلان، تو گذاشتی، داری در میری، گفت‌ وَ إِذْ زَينَ لَهُمُ الشَّيطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكمُ الْيوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكصَ عَلى‌ عَقِبَيهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‌ءٌ مِنْكمْ إِنِّي أَرى‌ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَه وَ اللَه شَدِيدُ الْعِقابِ‌2 من دارم بدبختها چیزی می‌بینم که شما نمی بینید سه هزار تا ملک از آسمان آمده، دارد ترتیب همه شما را می‌خواهد بدهد، حالا من هم قبل از اینکه ترتیب من داده بشود، خودم دارم در می‌روم شما را اینجا نگه می‌دارم، شیطان اینجوری آدم را می‌آورد جلو می‌آورد جلو، به قول مرحوم آقا تا دم مرگ، همراه آدم هست، رفیق، دست می‌اندازد قشنگ دور گردن ماچ و بوسه، یا علی چه خبر، تا دم مرگ که رسید، قشنگ مسئولیتش را سپرد دست عزرائیل، عزرائیل بفرما، این را آوردم قشنگ آک بند تحویلت دادم، تو نمی‌دانی چه بر سر این آوردم، آنجا دیگر شروع می‌کند شادمانی کردن، و کف زدن و از اینکه، این یک نفر را بازداشته از رسیدن به حرم پروردگار و رسیدن به رضای پروردگار، کف زنان خود را در این ماموریت موفّق می‌بیند میرود سراغ یکی دیگر این هم نیست که، یکی یکی را، نه آقاجان شیطان همچنان قدرتی خدا به او داده هم با بنده، هم با شما در آن واحد، در آن واحد وقتی که من دارم با شما صحبت می‌کنم، این صحبت من، به همه در آن واحد می‌آید، دیگر این طور نیست که اوّل شما بشنوید بعد یکی دو ساعت دیگه آن آقای پشت سر شما بشنود آن آقای بعدی اذان صبح دیگر، به موقع سحری مطالب ببیند، نه، تا من صحبت می‌کنم همه افرادی که در اینجا هستند و همه افرادی که اگر در همه دنیا باشند و وسائل بتواند صدای انسان را به آنها برساند، در آن واحد همه می‌شوند، و هیچ کدام از شنیدن‌ها، مانعِ از شنیدن سمت چپ یا سمت راست یا جلو و عقب و یا بالا و پایین نخواهد بود. 

    1. سوره آل عمران (٣) آيه (١٢٤)
    2. قسمتى از سوره الانفال (٨) آيه (٤٨)