تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
5زنها هم در زمانهای متمادی به علاّمه میگفتند: «اجازه بدهید ما با این خانم شما نماز بخوانیم و او امام جماعتِ ما بشود!» علاّمۀ حلّی در این اجازه قدری تردید داشت؛ چون میگفت: «علاوه بر اجتهاد که خب برای زن ممکن است، زن باید بهتمام معنا عادل باشد؛ و من نمیدانم که آیا واقعاً او به این رتبه رسیده است یا نه؟»
خلاصه این زنها گفتند: «آخر این عیال شما از نقطۀ نظر قول و فتوا، چنین
و چنان است، و ما او را بالاتر از عدالت قبول داریم! شما چگونه عدالت را هم از او قبول ندارید؟!» علاّمه گفت: «حالا یک امتحان کنید؛ بروید به این مخدّره بگویید: ”علاّمه یک عیال دیگر گرفته است!“ اگر تغییر حالی برایش پیدا نشد، خُب عیب ندارد؛ اگر تغییر حالی پیدا شد و سر و صدایی کرد، بدانید که اینطور نیست!»
زنها خوشحال شدند و گفتند: ما الآن میرویم و قضیّه را به عیال علاّمه میگوییم و خب او هم میگوید: «سنّت پیغمبر است، گرفته است که گرفته است! چه اشکالی دارد؟!» رفتند و به عیالش گفتند. وقتی رفتند، مشغول درس بود و اتّفاقاً از آن کتابهای درسی که آنوقت همه کتابهای خطّی بود، یکی از کتابهای خود علاّمه را هم باز کرده بود و داشت برای زنها میخواند و درس میداد. تا گفتند: «علاّمه زنی گرفته است!» از بس که عصبانی میشود، کتاب را برمیدارد و در آب میاندازد! و معلوم میشود که قضیّه چیست!
حالا ما همهاش بر زنها نتازیم! در بعضی از مردها هم همینطور، کم و بیش از این مسائل هست؛ منتها آنها نسبت به خود و ما هم نسبت به خود، ما در بعضی از جهات و آنها هم در بعضی از جهات!
کیفیّت تأسّی به سنّتهای پیغمبر اکرم
انسان گمان نکند که میتواند داخل در بهشت بشود، آن بهشتی که پیغمبر بوده است و او را در سدرةالمنتهیٰ ملاقات کند، بدون اینکه به او تأسّی کند! حرفهای دیگر همهاش بیخود است؛ انسان باید به پیغمبر تأسّی کند! مطلب این است.

