تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
2أعوذ باللَه من الشَّیطان الرَّجیم
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الصّلاةُ و السّلامُ علیٰ سَیّدِنا محمّدٍ و آلهِ الطّیِّبین
و لعنةُ اللَه علیٰ أعدائِهم أجمعین مِن الآنَ إلیٰ یومِ الدّین
لزوم تأسّی به پیامبر اکرم بهعنوان اسوۀ حسنه در تمام جهات حیات انسان
﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَهَ كَثِيرٗا﴾.1
این آیه بیست و یکمین آیه از سورۀ مبارکۀ احزاب است که مَفادش این است:
«بهتحقیق خداوند از برای شما دربارۀ پیغمبر، اسوۀ حسنه و تأسّی نیکویی قرار داده است!»
أُسوَةٌ: أی ما یُتَأسّیٰ بِه؛ «آن چیزی که به آن تأسّی میشود.»2 أُسوه به آن محل و مقصد و هدف و نمونه و الگویی میگویند که بقیّۀ چیزها را از روی آن میسنجند و اندازهگیری میکنند.
«ای مسلمانها! خداوند برای شما و به نفع شما و بر مصلحت شما در پیغمبر خود، اسوۀ حسنهای قرار داده است، برای آن کسانی که امید لقاء خدا و روز قیامت را دارند و زیاد هم ذکر و یاد خدا میکنند.» اسوۀ حسنۀ این افراد، پیغمبر است، یعنی باید در تمام جهات به پیغمبرشان تأسّی کنند؛ چون خداوند پیغمبرشان را اسوه قرار داده است و این اسوه هم اسوۀ حسنه است و نقطۀ ضعف، نقطۀ تاریکی، نقطۀ سَیّئه و بدی در او نیست، و در تمام جهاتِ او حُسن است، بنابراین انسان باید از همۀ جهات به او تأسّی کند.
پیغمبر دارای جهاتی بودند: جهات معنویّت، روحانیّت، ملکات، اخلاق، صفات، آداب. آداب یعنی: آداب زندگی، آداب خانوادگی، آداب شخصی، آداب اجتماعی، ادب صلح، ادب جنگ، ادب ازدواج، ادب طلاق، ادب تجارت، ادب زراعت؛ اینها همه آداب است. آن کسانی که میخواهند در همۀ این جهات به پیغمبر تأسّی کنند، افرادی هستند که امیدشان به خدا و روز قیامت است و خیلی یاد خدا میکنند و عاشق خدا هستند!
امّا افراد دیگر، این پیغمبر را مادّۀ تأسّی نمیدانند، گرچه اسلام هم آورده باشند، امّا اسلامشان براساس رجاء به خدا و روز قیامت و به شفاعت نیست! لذا ایمان و اسلام آوردهاند و از طلوع اسلام هم بهرهمند شدهاند، امّا نه بر این اساس! آنها ایمان میآورند و پیغمبرشان را هم قبول میکنند و واقعاً هم به پیغمبر معتقدند و در جنگها هم با پیغمبر شرکت میکنند و از غنایم هم میبرند و با مسلمین هم نکاح میکنند؛ امّا اگر حقیقت قلب آنها را بشکافند، رجاء به خدا و روز قیامت و عشق به خدا و شوق به خدا که دائماً یاد خدا کنند، وجود ندارد. اینها اصلاً نمیتوانند پیغمبر را اسوۀ خود در همۀ جهات قرار بدهند، و در بعضی از جهات قرار میدهند و در بعضی از جهات قرار نمیدهند؛ آن جهاتی از پیغمبر که با خواستههای نفسانی و افکار شخصی آنها سازش دارد، امضا میکنند و قبول دارند، و آن کارهایی که سازش ندارد، ردّ میکنند!
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٢١.
- الصّحاح، ج ٦، ص ٢٢٦٨.

