عملكرد امیرالمومنین در جنگ صفین فرا تر از ادراك بشر
4امام سجاد میفرمایند: که کشتن فرزند رسول خدا چقدر این عمل، عمل جنایت پیشه و رذل گونه و با رذالت و با وقاحت و قباحت است، دیگر کثیفتر از این و پست تر از این و بیشرمانه تر از این مسئله، چیزی وجود ندارد که انسان خون یک بیگناهی را بر زمین بریزد، این دیگر از این بیشرمانهتر در دنیا اصلًا وجود ندارد، گناهی وجود ندارد، درست، در کنار این مسئله اگر حالا آن شخص بیاید این اسلحه، آن تفنگ، آن تفنگی که با او خون این بیگناه بر زمین ریخته شده، او را به یک فردی که صاحب عزاست، صاحب دم است، وارث آن منزل است، آن بیت است، بیاید در آن جا امانت بسپارد، آقا این اینجا، امانت باشد، آن در موقع استرداد باید برگرداند! امانت سپردی به جای خود، خون فرزند مرا هم بیگناه به زمین ریختی، آن هم خدا پدرت را در میآورد، آن هم برود به جای خود.
امام سجاد علیهالسّلام میفرماید: که اگر آن شمشیری که با آن شمشیر، سر پدر مرا جدا کردند، با آن آمده، با آن شمشیر آمدند، آن را در منزل من به ودیعه و امانت گذاشتند، من آن را برمیگردانم، این معیار، معیار فطرت است، معیار وجدان است، و وجدان آدمی، اسلام و غیراسلام برنمیدارد، مسلمان نباشد همین حکم را میکند، مسلمان باشد همین حکم را میکند، یهود باشد همین، مگر اینکه غرض و مرض داشته باشد، آن یک مطلب دیگر است، آن دیگر یک مسئله دیگر است.
لذا احکام اسلام بر اساس فطرت آمده است، فَأَقِمْ وَجْهَك لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَه ذلِك الدِّينُ الْقَيمُ وَ لكنَّ أَكثَرَ النَّاسِ لا يعْلَمُونَ1 در این فطرتی که صحبت از آن میشود این فطرت، فطرتی است که، و نهادی است که، این نهاد را، فطرت را، ما در اینجا به معنای نهاد میگیریم، یعنی یک حقیقت خارجیهای که، این حقیقت خارجیه سازهاش و پردازه او، و نظام و خلقت او، توسط پروردگار و نظام خلقت تحقّق پیدا کرده است، مسئله، مسئله اعتباری نیست، مسئله، از مسائل تنزیلیه و که به اعتبار و این مجاز و وضع و قانون و اینها و باشد برنمیگردد. مسئلهای است که بر اساس نظام خلقت شکل گرفته است، در نظام خلقت صدق وجود دارد، از ذات پروردگار شما بگیرید، ملائکه تحت امر پروردگار، همین طور ملائکه پایینتر، انبیاء، رسل الهیه، اولیاء، افرادی که در این دنیا، اینها دچار آلودگیهای عالم دنیا نشدند، حقایق را با منافع دنیوی خلط و ملط نکردند.
- سوره الروم (٣٠) قسمتى از آيه (٣٠)

