عملكرد امیرالمومنین در جنگ صفین فرا تر از ادراك بشر
3چون هر دو، حکایت از بطلان یک عمل خارجی است که آن عمل خارجی، فطرت انسان، او را نفی میکند و فطرت انسان که از اوّل با اسلام نیامده، یعنی با این اسلام و با این خصوصیت نیامده، اسلام مربوط به هزار و چهارصد سال پیش است، قبل از اسلام، مسیحیت بوده، یهودیت بود، و قبل از او، ادیان دیگر بودند، آیین ابراهیم بود، سایر انبیاء بودند.
و این جا است که ما به این نکته بسیار عجیب و دقیق در مکتب اهل معرفت و اهل عرفان پی میبریم که با دشمن خودت هم، دروغ نگو! با دوست، دروغ نگفتن، هنر نیست، چون انسان با دوست خود، مصالح شخصی را چه بسا مورد رعایت قرار بدهد، ولی امام علیهالسّلام میفرماید: با دشمنت هم دروغ نگو، با دشمنت نفاق نکن، این خیلی عجیب است، خیلی مسئله عجیب است با دشمنت، دو رو نباش، صاف باش، دشمنت است ولی با او صاف باش چرا میخواهی به او دروغ بگویی؟! چرا میخواهی به او خلاف بگویی؟! با دشمنت امین باش.
امام سجّاد علیهالسّلام در باب امانت میفرمایند: اگر با آن حربهای که سر پدرم را جدا کردند، اگر آن حربه را در نزد من به امانت بگذارند، من آن حربه را به آن شخص مُعطی، برمیگردانم، من در امانت خیانت نمیکنم. معنای این کلام حضرت یعنی چه؟
یعنی آن عمل زشت و حرام و وقیح و قبیح که از بین رفتن و جان ستاندن یک بیگناه است، یک بیگناه را انسان جانش را بگیرد، این جنایت بیشرمانه، این در نزد خداوند چگونه محکوم است، در نزد عقل و وجدان و فطرت هم محکوم است، آن به جای خودش محفوظ، ولی این عمل دیگر که در کنار آن عمل است و ارتباطی با او ندارد، این هم حساب خودش را دارد، و هر دوی اینها در یک راستا سنجیده میشوند. یعنی همان طور که جان یک بیگناهی را انسان بگیرد، خون یک بیگناهی را بر زمین بریزد، این جنایت، جنایتی است که دودمان فرد را بر باد خواهد داد و کیان او را دچار بَوار و هلاکت خواهد ساخت و نار ابدی و خلودِ در جهنّم را برای او به ارمغان خواهد آورد، همان طور که این مسئله، در این مرتبه از وقاحت و در این مرتبه از پستی و رِذالت قرار دارد، و این وقاحت و رذالت، نه بر اساس حکم پروردگار، که بر اساس میزان وجدان و فطرت آدمی سنجیده میشود، بر همین اساس، کار دیگر هم که، رعایت امانت است، آن هم در جای خودش محفوظ است، آن هم همین حکم را دارد.

