عملكرد امیرالمومنین در جنگ صفین فرا تر از ادراك بشر
2اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
اذَا رَأیتُ مَولاى ذُنُوبِى فَزِعتُ، وَ اذَا رَأیتُ کرَمَک طَمِعتُ فَان عَفَوتَ فَخَیرُ راحِمٍ وَ ان عَذَّبتَ فَغَیرُ ظالِمٍ1.
هنگامی که به گناهانم و تقصیرهایم نظر میاندازم حالت وحشت، و یأس بینهایت مرا فرا میگیرد، و از رحمت تو خود را آیس، احساس میکنم و وقتی که به کرم و بزرگی تو نظر میاندازم، دیگر این تقصیرها و گناهها و خطاها و لغزشها را نمیتوانم، در کنار کرم تو مشاهده کنم و حالت رغبت و طمع مرا فرا میگیرد، نسبت به عنایات تو و بزرگواری تو.
راجع به این فقره شریفه در این شبهای گذشته سخنانی به عرض رفقا رسید، امشب ظاهراً شبِ آخرِ این صحبتهای ما شاید، نمیدانم، این طور به نظر میرسد، حالا خدا بزرگ است اگر تمامش کردیم که کردیم و اگر نشد خوب نشده، دیگر ما که از خدا طلبکار نیستیم، هر چه قسمت باشد همان خواهد شد.
خدمت رفقا عرض شد که این عمل خارجی و فیزیکی، از آن جایی که یک عمل وجودی و تکوینی است، لایرَدُّ وَ لایبَدَّل است و انکار عمل خارجی این باطل است، و نه تنها امام علیهالسّلام بلکه هیچ کس دیگری نمیتواند انکار عمل خارجی را بکند، یا به نحو اثبات و یا به نحو نفی، چیزی که در خارج تحقّق پیدا نکرده، ما بگوییم بوده، امروز فلان رفیق ما منزل ما نیامده، بنده بیایم بگویم که امروز فلان رفیق ساعت ده به منزل ما آمد، خوب این یک انکار واقعیت خارجی است، این عمل حرام است و باطل است. از افراد عادی حرام است سر بزند که تحقّقاش سر بزند، چه برسد به اینکه امام علیهالسّلام باشد. و همین طور یکی از دوستان به منزل آمده، من بگویم نیامده، باز هم این انکار، انکار یک عمل خارجی و فعل خارجی است، و انکار عمل و فعل خارجی، این باطل است.
چون وقتی که وجودی در خارج تحقّق پیدا میکند، دیگر تحقّق پیدا کرده است، معنا ندارد که انسان او را نفی کند، افراد عادی جایز نیست نسخ بکنند، و این قضیه فقط به اسلام و غیر اسلام کاری ندارد، یهود، نصارا گبر، زردتشی، ملحدین بیدین، کمونیست غیر کمونیست، همه اینها، بودیسم همه در این مسئله متّفق هستند، و این مسئله بر خواسته از فطرت آدمیاست و به مذهب و قوم و کیش و ملّت خاص، کاری ندارد. مسائلی که با فطرت انسان سر و کار دارد، و فطرت آدمی در آن تصمیم میگیرد، بین مکتب اسلام و بین سایر مکاتب در آن مسئله، تفاوتی نیست. در آن قضیه، تفاوتی نیست دروغ حرام است و باطل است. حالا فرض بکنید که ما آن را به عنوان حرام تلقّی میکنیم، حالا فرض بکنید که در خارج، به عنوان ممنوع، تلقّی میکنند، هر دو یکی است، ممنوع هم، همان حرام است یعنی تفاوتی ندارد، تفاوتی از این نقطه نظر ندارد. بین حرام و بین فوربینین خارجی هر دو یکی است، مسئله تفاوتی نمیکند.
- قسمتى از دعاى ابوحمزه

