در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی به‌عنوان بزرگ‌ترین لطف خداوند در آخرالزمان

14140
سال 1430
نسخه عربی

تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی به‌عنوان بزرگ‌ترین لطف خداوند در آخرالزمان

3
  • در شاهرود بزرگانی هستند، مرحوم شیخ ابوالحسن خرقانی است که بنده خودم رفتم به زیارت قبر ایشان، مقام ایشان تشرّف پیدا کردم، بایزید بسطامی است قبل از او چند کیلومتر قبل از او، که از شاهرود فاصله می‌گیریم در کنار قبر فرزند امام صادق علیه‌السّلام در آن جا است، یعنی می‌شود گفت در عتبه مقام مطهّر فرزند امام صادق حضرت سید محمّد ظاهراً سید محمّد بن جعفر بن محمّد بن صادق علیه‌السّلام که اگر اشتباه نکنم، در اسم، در عتبه آن جا قرار دارد، و وصیت کرده بود که چون فرزند حضرت امام صادق علیه‌السّلام، قبل از بایزید رحمت خدا رفت، ایشان وصیت کرده بود که مرا در دهلیز، پسر رسول خدا قرار بدهید. در آن جا دهلیز، در آن جا هم دفن شده است. این بزرگان در آنجا هستند. فرید الدین عطّار از عرفای بزرگ، از آنهایی که رو دستش نیامده است ها، شیخ فریدالدین عطّار از آن نمره یکها است، نمره یکها بله (النمرة المرتبه الاولاهای) این مراتب فنا و بقا است خیلی عظمت و عزّت و مناعت از آن بارگاه پیدا است، خیلی بارگاه منیع و خیلی، همان طوری که خودش در آن اشعار دارد که:

  • دائماً او پادشاه مطلق است‌***در کمال عزّ خود مستغرق است‌
  • او زسر ناید زخود آنجا که اوست‌***کی رسد عقل وجود آنجا که اوست‌
  • همین دو خط بیتی که این مباحث توحیدیه را برانگیخت و مسائل توحیدیه را بین مرحوم حاج محمّد حسین اصفهانی و مرحوم آقا سید احمد کربلائی تهرانی رضوان اللَه علیهما، این ایجاب کرد بله خود این دائماً در کمال عزّ خود مستغرق است را، در آن بارگاه انسان احساس می‌کند. این حالت را احساس می‌کند نسبت به زوّاری که به زیارت ایشان می‌روند، این استغراق در مناعت و عزّت پروردگار را انسان در آن بقعه و در آن بارگاه رفیع می‌بیند.

  • و همه بزرگان همین طور هستند، همه اهل توحید یک همچنین حالتی دارند منتهی خوب بر حسب ظروف، و اینها مسئله تفاوت می‌کند. موقعی که به سمت مشهد مشرّف می‌شوید مبادا این جاها بروید، اصلًا و ابداً فقط امام رضا علیه‌السّلام فقط امام رضا علیه‌السّلام و امام رضا و امام رضا اولش امام رضا علیه‌السّلام آخرش هم امام رضا علیه‌السّلام دیگر هیچی نباید دیگر قاطی بشود، به هر مقدار که قاطی بشود، سرمان کلاه رفته.