تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی بهعنوان بزرگترین لطف خداوند در آخرالزمان
5و کارهای تقّلب دیگر، تقّلب معلوم است که دیگر چه است و میرویم به او اقتدا میکنیم، ای وای ای خاک بر سر آن کسی که برود پشت سر نماز تقّلبی بایستد، و آن برود رکوع این هم برود رکوع، آن برود سجده این هم برود سجده آخر سر معلوم میشود، ای ددم، وای این نمازی که خوانده پشت سر تقّلبی بوده آدمش تقّلبی بوده، اصلًا هیکلش تقّلبی بوده، نمازش نمیدانم فرض کنید که حمد و سورهاش همه، آن وقت عجب کلاهی سر ما رفت اینها مال چیه؟ اینها مال این است که ما فقط به این دو چشم نگاه میکنیم، پایین از این دو چشم عقبتر و عمیقتر نمیرویم، اگر یک خورده عمیقتر برویم یک ذره، زیاد نمیخواهد، یک بند انگشت کافی است، یک خورده عقبتر برویم، تشخیص میدهیم که این مجاز است به شکل انسان درآمده است، حرفها همه مجاز است، دروغ است، تمام اطوار همه دروغ است و کلک است، حمد و سورهاش کلک است، رکوع و سجودش کلک است، نشست و برخاستش تقّلب است، و میرود انسان و پشت سر تکبیر میبندد و انجام میدهد.
مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه یک وقتی ایشان به ما هم میفرموند: در آن سفری که رفتیم یک بنده خدایی در کوفه خودش را در انظار به شکل و شمایل امام زمان علیهالسّلام درآورده بود، عمامه سبزی بسته بود و نمیدانم حالت تحت الحنکی انداخته بود، با کسی حرف نمیزد و معاشرت نمیکرد و در مسجد کوفه و مسجد سهله منزل خودش را قرار داده بود. گاهی در مسجد کوفه گاهی در مسجد سهله، از همین حجرات و افرادی را با این کیفیت جذب کرده بود، کسانی که وارد حجرهاش میشدند صحبت نمیکرد، سجادهّای انداخته بود و در آن سجادّه نشسته بود، دائماً در حال ذکر، ولی چی تقّلب، ذکرش تقّلب بود، قیافهاش تقّلب بود، هیکلش تقّلب بود، فیلم بود و افراد را به خود جذب کرده بود از جمله آن افراد، بعضی از علما بودند که گرفتار شدند و گول خوردند و با او ارتباط برقرار کردند و به عنوان این که این امام علیهالسّلام است با او حشر و نشر پیدا کردند.

