در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی به‌عنوان بزرگ‌ترین لطف خداوند در آخرالزمان

14140
سال 1430
نسخه عربی

تبیین مسیر حق توسط اولیاء الهی به‌عنوان بزرگ‌ترین لطف خداوند در آخرالزمان

4
  • بی رودربایستی سرمان کلاه رفته بله بعد از مراجعت از مشهد خوب است که انسان وقتی که برمی‌گردد (همه اینها در طفیل سفره امام رضا علیه‌السّلام هستند هزارها عطار جاروکش خانه و دهلیز امام رضا علیه‌السّلام است) این حرفها چیه؟ این مسائل چیه؟ آنها اقیانوس‌ هستند و اینها نهرهایی که از این اقیانوس، بیابانها را طراوت می‌بخشند و شوره‌زارها را تبدیل به مراتع می‌کند، تمام اینها از آن اقیانوس نشأت می‌گیرد. امام رضا علیه‌السّلام اقیانوس است. بله در موقع مراجعت انسان برود و در آن جا حال و هوایی تازه‌ بکند خوب است اشکال ندارد درآن به اصطلاح آن عطّار امثال ذلک، کنارش قبر کمال الملک نقّاش معروف، بسیار نقّاش معروفی بود، خیلی زبردست بود، تابلوهای ایشان شاید از نقطه نظر فنی، اهل فن می‌گویند در تاریخ نقّاشی، سابقه ندارد. حتی این نقّاشیهایی که در فرنگ و این طرف و آن طرفها هست و خیلی هم معروف است و تابلوهای خیلی معروفی است اینها هیچ کدام به آن ظرافت و به آن دقّت نقّاشیهای کمال الملک نمی‌رسد، کمال الملک خیلی عجیب بود ایشان یک نّقاشی کشیده بود، نقّاشی یکی ازاین غلام سیاهها که آن موقع می‌آوردند از این طرف آن طرف از زنگار این طرفها می‌آوردند، یک غلام سیاهی را کشیده بود با همان کیفیت خودش و با همان باصطلاح اوضاع خودش و این را در منزلش بعد از دهلیز گذاشته بود، بعد از وارد شدن در منزل، در آن دهلیز، وارد بود، ناصرالدین شاه را یک روز دعوت می‌کند برای منزل واینها، تا می‌گویند ناصرالدین شاه وارد میشود، چشمش به این می‌افتد، می‌ترسد می‌آید یک قدم بیرون، خیال می‌کند نگاه می‌کند، این دارد می‌آید به سمتش و تعرّض و قصد تعرّض به جناب حضرت سلطان، حضرت سلطان دارد. خلاصه می‌ترسد و می‌آید برود، این قدر برجسته بود و این قدر این طبیعی بود که این طور می‌نمود.

  • خب حالا فرض بکنید که یک همچنین مجسّمه‌ای را درست بکنند به کیفیت انسان و این مشغول نماز خواندن شود، (بِسمِ اللَه الرَحمنَ الرَحیم بگوید اللَه اکبَر بگوید و شروع کند با همان برنامه‌ای که در او قرار داده شده حمد و سوره بخواند و بعد رکوع و فلان و بعد از دو رکعت یا سه رکعت نماز مغرب سلام بدهد، هیچ به فکر شما خطور می‌کند که این یک مجسّمه است اصلًا خطور نمی‌کند، امکان ندارد چرا؟ چون دیدگاه ما دیدگاه ظاهری است، بزرگان تا نگاه کنند می‌فهمند قّلابی است، تقلّب است، این نماز، نماز تقلّبی است، نماز تقلّبی یک شاهی نمی‌ارزد، نمازی که یک انسان بخواند می‌ارزد ارزش دارد، این نماز دکور است. فیلم است این تقلّب شده، این مجاز است، در این نماز و اینها این طوری است ما نه نگاه می‌کنیم و بعد هم تحسین می‌کنیم و با او حرف می‌زنیم می‌بینیم به ما بیر بیرنگاه می‌کند هر چه به او می‌گوییم آقا عجب نمازی خواندی دست شما درد نکند، خودمان هم می‌رویم پشت سر او اقتدا هم می‌کنیم، حالا این جالب است، پشت سر این نماز تقّلبی و این آدم تقّلبی می‌رویم.