بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام
7این که قبل از همین که به مرتبه رشد رسیده است این بالغ نیست خلاصه آن بنده خدا هم قبول کرد و یک مقداری از این اموال را که در اختیارش بود بست و بلوکه کرد که نتواند، نگذاشت به اصطلاح آنها تصرّف کنند، با اینکه از طرف زن آن بنده خدا در تحت فشار قرار گرفته بود، که بگیرد یا این که نمیدانم برای بچّهها یک مقداری متعرض او شدند و اذیتش کردند ولی در عین حال چیز نکرد، یک مقدار زیادی از این اموال پیش این نبود در اختیار همان خود خانواده و اینها بود به دو هفته، به دو هفته تمام، آن اموال رفت هوا! یعنی حالا من دیگر بیشتر توضیح نمیدهم که چه جوری رفت هوا، هم رفت هوا، هم رفت زمین، هم هر دو، هم هوا رفت هم زمین، بیشترش زمین رفت، خوب این چیه قضیه! خوب این همین است، تازه این آقازاده هجده سالش است و سه سال هم از بلوغش گذشته نه اینکه پانزده سالش است، فقط آنی که الان او دارد دست عمویش را میبوسد اگر تو آن موقع این اموال را به ما داده بودی یا به هوا میرفت یا به چاه و زمین میرفت به آن جا میرفت، و همینی که الان مانده دستش فقط دستش را گرفته، درست شد این میشود حکم عقلانی، یعنی اینی که شارع میفرماید که: در پانزده سالگی بالغ، بعد هم میگوید که بلوغ داریم تا بلوغ، فرق میکند بلوغ مراتب تشکیکیه دارد.
بلوغ عبارت است از اشتداد قوه عقلانیه در نفس، برای تشخیص مصالح و مضار دنیا و آخرت، این را میگویند بلوغ، نه بلوغ است تشکیک است، بلوغ یک امر معقول به تشکیکی است، امر فیکس و در یک چارت معین و اینها نیست، این یک مسئلهای است که انسان در وجود خودش احساس میکند و افراد هم این را تشخیص میدهند، عادی تشخیص میدهد، در محکمه تشخیص میدهد که این فرد چه قدر است! امتحانش میکند این طرف آن طرف قدرت فهمش را، قدرتش را میفهمد، تا این که حکم میکند نسبت به او به این قضیه، این میگویند حکم، حکم عقلانی، احکام اسلام، احکام عقلانیه است در تمام موارد حکم، حکم عقلانی دارد، چندی پیش نسبت به مسائل ولایی عرض شد که این مسئله یک حکم عقلانی دین است نه حکمیکه فرض کنید که صرف یک حکم اعتباری و تنزیلی و اینها نیست، حکم عقلانی است بر آن اساس میزان تصرّفات شخص در امور شخصی و در امور حسبیه باید مدّ نظر قرار بگیرد. میزان اطلاعات شخص، میزان علم و معرفت شخص، میزان تخصّص شخص، میزان اطلاع شخص، میزان تدبیر شخص، میزان فهم شخص، از مسائل دینی. بعضی از اوقات انسان نگاه میکند به بعضی از احکام و فتاوا که این طرف و آن طرف میشنود فقط کم مانده چهارتا شاخ در بیاورد که آخر این احکام و این فتاوا از کجا درمیآید؟! عجیب استها عجیب است! بنده در یک جا دیدم یک بنده خدای حالا اسم نمیبریم، چرا اسم ببریم، یک جا مشاهده کردیم از یک شخصی استفتا شده بر اینکه، اگر یک بچّهای را در یک رحم مادری، استیجاری قرار بدهند، این مادر، این چه شخصی خواهد بود؟! فرض بکنید که یک نطفهای را این لقاحی انجام بشود البّته از نظر شرعی اشکال ندارد، این یک لقاحی انجام بشود تا این مقدارش نه، اینکه این فرض کنید که نطفه مرد را با یک زن دیگر نخیر این حرام است، حرام است، نطفه مرد را با زن بدون نکاح این حرام است، و نکاح هم باید نکاح فعلی باشد، یعنی در وقت لقاح باید نکاح باید محقّق باشد که این مسئله صور مختلفی دارد، مثلا فرض کنید که یک شخص با یک زنی در یک وقتی که در نکاح بودند از آن شخص نطفه وجود دارد از خود زن هم نطفه وجود دارد، ولی این دو با هم لقاح نشدند، پیدا نشده. بعد این زن طلاق میگیرد به مجرد طلاق گرفتن، آن دو نطفه از هم اجنبی میشوند! دیگر بین آنها ارتباط و تعلّقی نیست.

