در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام

13998
سال 1430
نسخه عربی

بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام

6
  • دیگر حالا ما در کار حضرت دخالت نباید بکنیم و خود حضرت می‌داند، چون صاحب دین و ولی دین خود او است و خود او به مشیت الهی و تقدیر الهی بصیر و خبیر است، و بقیه افراد جاهل و کور، و ما که کور هستیم ما را نشاید که در امر و کار خبیر و بصیر بخواهیم اعمال رویه کنیم و اظهار نظر کنیم.

  • این بلوغی که در این جا هست این بلوغ نشانه وارد شدن است لذا نماز را فرض کنید که فرمودند که، خوب نماز واجب می‌شود و اینها واجب می‌شود و خیلی چیزها هست که واجب نمی‌شود، واجب نمی‌شود، مال یتیمی که در دست ولی او و قیم او است، این مال یتیم نباید هنگام بلوغ صلاتیه و صومیه به آن طفل یتیم مسترد بشود و اعطاء بشود، دلیلی ندارد اگر شارع حکم بر اعطاء مال ببینید وقتی که من عرض می‌کنم که تمام احکام شرع بر اساس عقلانیت است، خود شما این مطلب را دارید می‌فهمید، خود شما این مطلب را احساس می‌کنید، اگر شارع می‌گفت همین که فرزند یتیم در هنگام اتمام خمسه عشر سنین، پانزده سال تمام، باید تمام اموال به او مسترد بشود، خوب شما چکار می‌کردید؟ به این حکم می‌خندید! دنیا به این حکم می‌خندد، نصارا به این حکم می‌خندند یهود می‌خندد آنی که خدا را قبول ندارد می‌خندد آخر چطور ممکن است فرض کنید که میلیاردها را شما در اختیار یک بچه پانزده ساله‌ای قرار بدهید که تمام هم و غمش فرض کنید که بازی و فوتبال و از این جور بساطها و این چیزها کار می‌کند، به دو روز همه اموال را به هوا می‌برد شکی نیست.

  • یکی از همین افراد یکی از همین اشخاص که رفقا می‌شناسند او را، این وصی بود، وصی از طرف برادرش که به رحمت خدا رفته بود، برادر بزرگترش به رحمت خدا رفته بود و او از طرف او وصی بود، این قضیه مربوط به دوازده سیزده سال پیش می‌شود، بله حدود سیزده سال پیش برادرش فوت می‌کند اینجا نبوده در یکی از همین کشورها بوده، فوت می‌کند و این هم وصی او بوده آمد پیش من که این یک فرزند دارد فرزندش هم فرض کنید که هفده، هجده سالش است، هفده، هجده سال و این اموال را چکار کنم؟ گفتم؟ شما حق نداری به این بدهی! بچّه هجده ساله را که بر نمی‌دارند اموال پدر، اموال این برادرش هم زیاد بود، خیلی وضع، مرد متموّلی بود، خیلی متموّل بود این که برنمی‌دارند فرض بکنید که به او بدهد که، گفت: من تحت فشارم گفتم: شما شرعاً مسئولید که نگذارید این اموال در اختیار او قرار بگیرد، باید این اموال را به کار بیاندازید، به تجارت بیاندازید، به اشتغال بیاندازید، از مصارفش برای آنها خرج کنید، ولکن تا وقتی که به حد رشد نرسیدند حق ندارید بدهید. (وَ ابْتَلُوا الْيتامى‌ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يكبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيا فَلْيسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيأْكلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيهِمْ وَ كفى‌ بِاللَه حَسِيباً)1

    1. سوره نساء (٤) قسمتى از آيه (٦)