تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
7در جنگ جمل وقتی که آن شخص رفت و زبیر در کنار نشسته بود، خوابیده بود رفت او را غیلة یعنی بدون اغنیالا ترور، به اصطلاح او را از بین برد، أمیرالمؤمنین علیهالسّلام گفت: به چه اجازهای تو رفتی و زبیر را کشتی؟! کی به تو اجازه داد؟ کی به تو اجازه داد؟ او الان کنار نشسته در جنگ با ما نیست، بله اگر این زبیر شمشیر دست میگرفت و میآمد و مقابله میکرد، انسان باید با او مقابله کند یا به کشتن او یا به کشتن خودش به هر کجا میخواهد منتهی شود، اگر بکشد ثواب برده، اگر کشته بشود خوب شهید است، چون در رکاب أمیرالمؤمنین علیهالسّلام است، شهید است. درست؟
ولی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میگوید: گرچه زبیر از دشمنان ما است ولی الان کناره گیری کرده است و در آن جا است و تو حقّ نداری بروی او را بزنی، چرا بی اجازه رفتی زدی؟ أمیرالمؤمنین علیهالسّلام قبل از اینکه آنها دست به تیر ببرند و تیراندازی کنند و اقدام بر حمله بکنند، أمیرالمؤمنین علیهالسّلام حمله نمیکرد، میگفت: اینها هنوز حمله نکردند. و اصحاب أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مکلّف بودند بر اینکه از دستور حضرت اطاعت کنند. در این اقدام و ادبار، توقّف، حرکت، خودسرانه نبود که یک نفر آن جا پیرمرد نشسته دارد نان و پنیر میخورد، موقع ظهر همین که دیدی، تیر برداری تق بزنی در چشمش، نه این طور نیست، این حرفها نیست، اگر او میخواهد مقابله کند، بجنگد، اسلحه دست او است انسان باید برخورد بکند و مقابله کند، والّا خوب یکی است آدم است و اگر انسان میداند که این اصلًا نمیجنگد این فقط آمده در آن جا یا مثلا کاری میکند. اسبها را نمیدانم چکار میکند یا لوازمی را این طرف و آن طرف میکند و فلان میکند اهل جنگ و اینها نیست و فرد فریب خوردهای است، نه اینکه فردی است که خودش جزو افراد، خلاصه پای کار در میدان است انسان حق ندارد بزند به صرف اینکه حالا در آن لشگر معاویه است این طور نیست که چون آنجا است.

