تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
6خوب درست شد خوب من نباید در اینجا وقتی که یک همچنین مسئلهای را میبینیم، کتاب دوّم را ببینیم، کتاب سوّم را ببینیم، مطلب دیگری را ببینم یا اینکه نه به صرف این که یک کتابی درآمده یک مسئلهای پخش شده دیگر مطلب تمام است.
اگر ما در زمان أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بودیم و با لشگر معاویه برخورد میکردیم و در حین برخورد ما متوّجه میشدیم که بسیاری از این افرادی که الان در لشگر معاویه هستند، افراد فریب خوردهای هستند که این افراد فریب خورده، عملًا در آن لحظه یا لحظههای بعد یک اقدام عملی نکردهاند بلکه سیاهی لشگر هستند جایز نبود، ما بروی آنها شمشیر بکشیم، نخیر، این طور نیست.
این طور نیست به صرف اینکه یک نفر داخل در لشگر معاویه است پس خونش مباح است، نه! اگر این طور بود پس أمیرالمؤمنین علیهالسّلام چرا این کار را نمیکرد؟! اصحاب خاص آن حضرت چرا این کار را نمیکردند؟! یک نفر را میزدند یک نفر را رد میکردند، دوباره میرفتند بعدی را میزدند، دوباره رد میکردند این طور نبوده! در روایت داریم این طور نبوده که أمیرالمؤمنین علیهالسّلام یک ضرب همه را از بین ببرد نه، نگاه میکرد و به آن وضعیت و نسب و اخلاف او نظر میانداخت و میدید که اگر در میان آنها فردی هست که میتواند راه پیدا بکند، از قتل او صرف نظر میکرد.
همین جریانی که برای عمروعاص پیش آمد دیگر، این جریان عمروعاص دو دو تا چهار تا دیگر، حالا مثال به چه میزنیم، ما مثال به افراد ساده لوح و افراد بیگناه و ساده لوح که، تحت تأثیر القائات قرار گرفتند و چه بسا با یک کلمه حرف برگردد. با یک کلمه، معاویه نیست که برنگردد، عمروعاص نیست که برنگردد، مروان نیست، بسر بن ارتاح و اینها نیست، یک عده افراد خونریز و مقابل و منحرف و ائمه الکفر ائمه الکفر نیستند، یک افرادی هستند که فرض کنید و بعد هم نیامده حالا با ما مقابله کند، نه دارد برای خودش کنار راه میرود نشسته من یکدفعه میروم بالای سرش و نگاه میکنم میبینم ا، حق ندارم بزنم نه این طور نیست یک نفرم کم، یک نفر است، حالا جزو معاویه است هر طوری شد شد، نه این خبرها نیست. خدا پدر آدم را در میآورد، پدر آدم را در میآورد.

