تفاوت مراتب افراد گنهكار براساس میزان سوء نیت آنها
3میدانید یعنی چه؟ یعنی این که کسی که الان در همان لشگر معاویه که آمدند به جنگ با أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در خود آن لشگر معاویه، همه یکسان بودند همه یک اندازه قبح سریرت و خبث باطن داشتند. دقت کنید همه به یک اندازه دشمنی با خدا و رسول و اسلام و احکام الهی را در دل داشتند، همه به یک مرتبه در صف مقابل أمیرالمؤمنین علیهالسّلام قرار گرفته بودند؟ همه به یک اندازه دشمنی با أمیرالمؤمنین علیهالسّلام نه! این طور نبودند. توی این اصحاب معاویه، از خود معاویه و آن همراهش، آن عمرو عاص از اینها گرفته با مروان و این درجه یکهای این نهضت ضد اسلام و نهضت ضد أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، اینها بودند که خوب اینها حرف نداشت کارشان دیگر راحت بودند این دیگر مشکل نداشتند دیگر، اینها مسئلهای خوب، معاویه و مروان و فرض بکنید این خبیثهایی که اینها خوب واقعاً افرادی که شکی در خبث آنها نبود، و شکی در فساد طینت و سریره آنها نبود، این افراد بودند جوانهای فرض بکنید که بیست ساله و بیست و دو، سه ساله و اینها هم بودند، آیا آن جوان بیست و دو سه سالهای که در لشگر معاویه است و دارد با أمیرالمؤمنین علیهالسّلام هم دارد میجنگد، آیا از نقطه نظر، بعد از رحمت پروردگار و از نظر دور باش از حریم پروردگار و از نظر قهر و غضب پروردگار آن جوان بیست و دو ساله به اندازه معاویه بود؟ حاشا و کلّا! این چه حرفیه!
آیا آن عمروعاصی که نقشه کش جریان صفین بود دیگر، نقشه کش جریان صفین و خط دهنده به معاندین و مستکبرین و مقابلین با أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بود دیگر، وزیر دست راست معاویه و همه کاره معاویه دیگر، آیا آن عمروعاص که از نظر خبث باطن حرفی در او نبود و نیاز اصلًا به بحث و اینها در او نبود تأمل نبود تا آن پیرمرد ساده گول خورده که آمده بود آن جا، و گول این تبلیغات معاویه را خورده بود، تبلیغات عمروعاص را خورده بود، این قدر اینها واقعاً در تبلیغات قوی بودند و این قدر آنها احمق بودند، یعنی از یک طرف اینها چقدر شیطان و از یک طرف مردم چقدر احمق، واقعاً چقدر احمق و نادان که میآید شرط میبندد با عمروعاص که من نماز جمعه را در روز چهارشنبه میخوانم، میگوید مگر میشود؟ میگوید حالا اگر نشد اعلان میکند که من نماز جمعه را من خیال میکردم این قضیه شوخی است بعد در یک کتابی دیدم اتّفاقاً کتاب موثقی هم تقریباً بود.

