دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد
8علی کل حال، خوب، پس برای چه این قضیه انجام میشود، به خاطر اینکه تشخیص بدهند که. اصلًا این، این را انجام داده یا نداده، بدبخت این عمل را انجام داده یا نداده، و به چه جهتی انجام داده.
پس بنابراین خود نفس فعل، خودش موجب جزا نیست، انگیزهای که پشت این قضیه است، آن انگیزه موجب جزا است. اگر انگیزه، انگیزه خلاف باشد، موجب جزا و عقاب است، و اگر آن انگیزه، انگیزه خلاف نباشد، مشخص بشود، برفرض که این، این را به قتل رسانده به این نیت بوده، به این خصوصیت بوده، اصلًا فرض بکنید که این را نمیخواسته بزند، میخواسته تیر رو هوا بزند. اتفاقاً تیر در رفته خورده فرض کنید که به او، من باب مثال. افتاده، و امثال ذلک، اگر این قضیه روشن بشود و مشخص بشود نه خوب، این بیگناه است. و بعد باید تبرئه کرد و او را آزاد کرد. درست شد؟
پس خود فعل فی حد نفسه این موجب عقاب نیست، آن انگیزه و آن نیت است که آن موجب عقاب است، لذا خدای متعال ما، میبینیم که در مسائل، این قضیه را مورد توجّه قرار میدهد، این قضیه کسی که نیت زیارت یکی از مشاهد مشرّفه را بکند، واقعاً نیت داشته باشد، و نتواند، مانع پیش بیاید و نتواند برود. خداوند ملکی را میگمارد که از جانب او، و به نیابت از او برود انجام بدهد. این یکی از مسائلی است که ما داریم. شما میخواهید زیارت امام رضا علیهالسّلام مشرّف بشوید، همّت هم میکنید، قصد هم میکنید، یک مرتبه اهل بیت شما مریض میشود، بچه مریض میشود، یک مانعی پیش میآید، مادر، پدر یا فرض بکنید نمیتوانید سفر بروید، و از این مسئله هم متأثر میشوید که توفیق زیارت از شما گرفته شد، هیچ جای تأثر نیست، خداوند یک ملکی را میفرستد و میرود در مشهد در تحت قبه علی بن موسی الرضا علیهالسّلام در آن جا به نیت شما زیارت انجام میدهد، آن جا میایستد شما هر چه میخوانید، دعا چه میخوانید؟ زیارت زیارت امین اللَه، میخوانید. (السلام علیک یا امین اللَه فى ارضه و حجته على عباده اشهد انک قد جائتک فى اللَه) همین طور، یا اینکه زیارت مخصوصه خود حضرت میخوانید، هر کدام را شما میخوانید او را، میرود آن را میخواند، آنی را که شما اگر میرفتی کدام را میخواندی، از خودش نمیخواند، بگوید دلم میخواهد امین اللَه بخوانم، نه این جوری نیست، آن نگاه میکند ببیند شما که میایستی جلوی حضرت، وقتی مفاتیح را باز میکنی، چی میخوانی، من بخاطر این که کار را راحت بکنم، هر وقت میروم امین اللَه میخوانم، اگر یک وقتی نروم ملکه میرود به جای من میایستد و امین اللَه میخواند، خوب حالا البّته گاهی هم شده و اتّفاق میافتد که گاهی همان زیارت خود حضرت را میخوانیم، گاهی مرحوم آقا که بودند انواع مختلف از زیارات را میخواندند، مثل ما نبودند، گاهی از اوقات زیارت میخواندند و بعد میرفتند آن جا، در بالاسر مینشستند دعای مکارم الاخلاق را میخواندند، زیارت جامعه کبیره میخواندند، مرحوم آقا و همین طور جامعه صغیره بله گاهی ازاوقات باصطلاح آنها را میخواندند، آنجا قرآن میخواندند، چیزهایی که بنده یادم است باصطلاح از ایشان، بله یک در بالاسر بیشتر و بس، خیلی هم تعمّد نداشتند بر اینکه حتماً بالاسر باشد. میرفتند نگاه میکردند اگر بالاسر جایی بود میرفتند و الًا در همان رواقهای دیگر مینشستند.

