دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد
6بله، ما هم در زمان بزرگان بودیم، در مجلس بزرگان بودیم، و وقتی یک کلامیرا، یک بزرگ، به زبان میآورد، ما یک جور میفهمیدیم، آن افرادی که فرض کنید که نزدیکتر بودند و به آن افق نزدیکتر بودند، یک معنای بالاتری میفهمیدند، و همین طور ممکن بود که یک کلام نسبت به مصادیقی که پیدا میکند دارای، مصادیق مختلف، بر اساس نگرشهای مختلف باشد، نه اینکه فرض بکنید که آن شخص و آن فرد هیچ مطلبی مورد نظرش نباشد و همین طور سر در هوا بیاید، یک جملهای را گفت و بعد ما برویم دنبالش و بگوییم: این آقایی که این جمله را گفت، منظورش چه بود، خب این اصلًا معنا و مفهومی نمیتواند. داشته باشد درست شد.
پس بنابراین روشن شد که خود آن عمل خارجی که، ما انجام میدهیم، آن عمل خارجی نه متصّف به حسن است نه متصّف به قبح است. لذا وقتی که در دادگاه و در محکمه فرد متخلّف را میبرند، اول سوالی که قاضی میکند از آن فرد، برای چه این کار را انجام دادی؟ آن برای چه، مال چه است؟ او نمیگوید که تو این کار را انجام دادی، این کار را انجام داده، این کار را انجام داده، در این کار شک، اگر خود این کار مثلًا یک نفر را به قتل رسانده. این فرد یکی را به قتل رسانده، وقتی اگر قرار بر این باشد که خود قتل، فی حد نفسه مستوجب جزا است، اصلًا نیاز، به محکمه نداریم، این چند نفر دیدند و شاهد بودند که این فرض کنید که به قتل رسانده، خیلی خوب تمام شد، و رفت، از همان محل قتل صاف باید ببرند او را، دم چوبه دار، دیگر محکمه برای چه؟ قاضی برای چه؟ محکمه برای کی؟ پلیس برای کی؟ این حرفها دیگر نداریم، چون خود قتل، اقتضای جزا را میکند، خود قتل، یک عمل ناشایست و قبیحی است. اینی که محکمه تشکیل میدهند، این محکمه برای دو چیز تشکیل میشود، در مملکت.

