دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد
3در اسلام حفظ حریم شخصی واجب است، حالا اگر فرض بکنید یک شخصی همین طوری در را داغون کند، و برود تو، خوب اینها او را میگیرند، به عنوان متعّدی، برای چه شما این کار را میکنید؟ چرا وارد حریم شخصی میشوی؟! این عمل ابتداء یک عمل ناپسندی میآید، یک عمل نسنجیده و خلافی میآید، و خوب باید ببرند او را و محکوم کنند، محکوم و جریمه و از این حرفها، حالا اگر بگوید که: نه من داشتم میگذشتم، من آمدم زنگ بزنم، دیدم که کسی در را باز نمیکند، هر چی زنگ زدم باز نمیکند، و بعد دیدم صدای بچه دارد میآید، صبر کردم و دیدم اگر من نزنم، احتمال میدهم بچه در منزل طوریش بشود، لذا این در را زدم و قفل را شکستم و وارد شدم، که نجات بدهم.
اگر یک وقتی مشکلی هست، بچه کسی، یا یک فردی. در آن جا نیاز به چیز دارد، به این کیفیت بروم و او را نجات بدهم. خب در این صورت اگر افراد متوجّه بشوند که علّت برای ورودِ به این کیفیت، این طور بوده، نه تنها او را مذمت نمیکنند، بلکه مدح هم میکنند، خوب کاری کردی، اگر که نمیکردی شاید یک بلایی سر این بچه میآمد، یک فردی در این منزل بود که طوریش میشد، و قضیه بدی اتّفاق میافتاد، خوب ببینید، یک مرتبه از حالت عصیان و حالت گناه و حالت مذمت و قبح، برمیگردد، به حالت مدح و به حالت تحسین، در حالتی که یک عمل بود دیگر، این دو کار که نکرده، یک کار کرده، چطور اول پنجاه تا کتک هم میخواستی بزنی به خاطر اینکه این طور کرده! ولی الان میگویی، بارک اللَه و فلان، یک دفعه احساس شد، نیت این بوده، نیت به این کیفیت بوده، تا یک همچنین مسئلهای احساس شد، آن عمل خارجی که اوّل، صفت ذم و صفت قدح و صفت تعدّی و ظلم بر آن عمل خارجی، آن صفت مترتّب بود، بر میگردد و تبدیل میشود به یک فعل مستحسن که، مردم و عقلا و شرع، آن عمل را تحسین میکند، این که جمع بین متناقضین است، اگر قرار باشد برخود آن فعل خارجی، این بَرَش صفت حسن بار بشود، چطور ممکن است این فعل خارجی در آنِ واحد هم صفت حسن بار شود و هم صفت قبح! در آن واحد.

