در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد

14039
سال 1430
نسخه عربی

دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد

5
  • یک عملی است که این عمل، یک حرکتی بوده، این حرکت یک خصوصیاتی داشته، در یک زمان خاص واقع شده، دارای این خصوصیت بوده، اینها چیزهایی است که در خارج، و این با نگرشهای مختلف، اینها فرق نمی‌کند؟ چرا؟ چون خودِ جهت وجودی مسئله، در اینجا مورد نظر است، و خود جهت وجودی مسئله، مثل همین سفیدی و سیاهی می‌ماند، در سفیدی و سیاهی، این دو کیفی است که، این دو کیف، کیف لونی و بصری که عارض شده، بر این موضوع که، خود صفحه است، این دو یک امر واقعی و خارجی است، که اگر کسی متوجّه این نشود، این ایراد از خودش است. نه اینکه این امر خارجی و صفت خارجی، این هر چی، برایش یک جور است. اصلًا وجود خارجی ندارد، یکی این را فرض کنید که سفید، می‌بیند یکی سیاه می‌بیند، یکی قرمز می‌بیند، مثل این تئوری که، درآمده که شریعت، این خود نفس شریعت، حقیقت ثابت و لایتغیری نیست، بلکه عبارت است از یک واقعیت سیال که، این واقعیت سیال در بستر زمان و بر اساس شرایط محیط و بر اساس شرایط شخصیه خود فرد، این حقیقت از نقطه نظر ماهوی خودش، تغییر می‌کند.

  • فرض کنید امروز من این آیه قرآن این را می‌فهمم، و سال دیگر یک چیز دیگر می‌فهمم، یک کسی الان یک چیز دیگر می‌فهمد، ده سال پیش، چیز دیگر متوجّه می‌شد بیست سال دیگر یک چیز دیگر متوجّه می‌شود. این خود آیه قرآن، یک حقیقّت ثابتی ندارد، بلکه یک جمله‌ای است که از ناحیه‌ پروردگار، آن جمله، بی‌محتوا و بی‌مفهوم گفته شده، محتوا و مفهومش چیست؟ همانی است که ما می‌فهمیم، یعنی خدا آمده، چند تا کلمه را با همدیگر ترکیب کرده، مونتاژ کرده، گفته این آیه قرآن خوب، این مفهومش چیست؟ مفهومش همانی است که شما می‌فهمید، خوب شمای خدا چه مفهومی‌از این قصد کردی؟ می‌گوید: من اصلًا مفهوم سرم نمی‌شود، من اصلًا معنا سرم نمی‌شود، من اصلًا مصداق سرم نمی‌شود، من فقط آمدم و این ابزار را در اختیار شما قرار دادم، شما هر جوری خواستی، از این ابزار استفاده کنید، شما مثل نجاری می‌مانی که، احتیاج به چکش و میخ و چوب و اره و رنده و گونیا و امثال ذلک دارید، بسیار خب، من آمدم، این وسایل را در اختیار شما قرار بدهم که شما با این وسایل من، یک میز درست کنید، بله یک میز بسازید، خودم هیچ نیتی بر کیفیت ساخت این میز ندارم، دست شما می‌دهم، شما یک میزُ یک متر در نود. فرض کنید که درست می‌کنید، همین چوب را دست یکی دیگر، می‌دهم آن این میز را صد و بیست در هشتاد درست می‌کند. همین وسایل را دست یکی می‌دهم او بر میدارد، اصلًا میز این جوری، ما میز صد و بیست در هشتاد نداریم، ما میز یک متر و پنجاه در بیست ساتنی داریم، یک چیز دراز، عین نان بربری که می‌گذارند در تنور، ما میز این جوری، هر کس یک جور، هر کس یک قسم می‌آید، درست می‌کند. و این چیز می‌کند و می‌گوید من درست تشخیص می‌دهم، من درست می‌زنم، درست، این افرادی که قائل به حقیقت سیال هستند، اینها نمی‌دانند که، خود حقیقت، به معنای مابه ازای خارجی، نمی‌شود سیال باشد، امکان ندارد سیال باشد، یک حقیقت و یک واقعیت و باید آن چه را که این جملات در آن چیز قرار گرفته و ترکیب شده، باید حکایت از یک حقیقت نفس الامرّیه کند، حال انسان برای این که به آن حقیقت نفس الامرّیه برسد باید تلاش کند و زحمت بکشد و خود را به آن جا برساند.