دستگیری امام علیه السلام براساس میزان همت و طلب افراد
4یعنی در همان لحظهای که الان دارند، این را مذّمت میکنند بر این فعل، و بر این عمل، در همان آن، یک عده دیگری هستند که میدانند این عمل، بخاطر این جهت و به خاطر این نیت انجام گرفته، منتهی صدایشان در نمیآید، یا شروع میکنند به صحبت کردن و دلیل آوردن و شاهد آوردن بر این مسئله، و شاهد که میآورند، بالاخره، این صحبت میکند، و آن صحبت میکند. یکی بر دیگری غلبه میکند، خب، یک امر خارجی، چطور ممکن است که متصّف به دو صفت باشد؟ یک عده بگویند: این عمل قبیحی است، یک عدّه بگوید این عمل صحیح است.
الان فرض بکنید که این کتابی که در دست من است، این مفاتیح که صفحاتش چه رنگ است، سفید است دیگر، همه هم دارند، میبیند که سفید است، مگر کسی چشمش ایراد داشته باشد، نبیند. بگوید فرض کنید که قرمز است، رنگش بنفش است، اگر این چشم ایراد نداشته باشد، همه این سفید است دیگر، آیا ممکن است، در آن واحد، این هم سیاه باشد، هم سفید؟ نه این سفید است، این صفحه سفید است و خطش هم خط سیاه است، برای همه مشخّص است، نفس فعل خارجی، دارای یک وصفی است، دارای یک نعتی است، دارای یک خصوصیتی است که این خصوصیت، بااختلاف افراد تفاوت نمیکند، اگر تفاوت کند، تفاوت بخاطر یک مرض است، به خاطر یک علّت است، یک کسی چشمش، رنگها را تشخیص نمیدهد، یک کس چشمش نمیدانم، شب خوب کار نمیکند، یک کسی علّت دیگری دارد، نمیتواند خوب ببیند، و الّا خود آن فعل، آن شیء خارجی، این مشخص است که، این سفید است، این خطوطی که هم هست، این خطوط سیاه است، این خطوط، خطوط فراز است که بر این سه خط، درست شد، آیا آن فعلی که از ما سر میزند در خارج، هم همین جور است، یعنی فیکس. اصلًا هیچ شکی در این راه ندارد، و یا فعل، فعل زشت است، و قبیح است، یا اینکه فعل، فعل مستحسن است و هیچ شکی ندارد، ما گاهی اشتباه میکنیم، او را قبیح میبینیم، یا فرض کنید که کس دیگری اشتباه میکند او را مستحسن میشمارد، نه این طور نیست، این طور نیست قضیه، فعلی که از ما سر میزندف سیاهی و سفیدی صفحه، نیست. آن فعلی که از ما سرمیزند، از نقطه نظرِ خودِ نحوه وجودی و تکوّن خودش، یک خصوصیاتی دارد، آن خصوصیات مثل صفحه است.

