بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر
8شما تصور نکنید که وقتی این نفس با محدودیت و ماهیت و هوّیت خارجی، خودش در مرتبه ذات و در آن مرتبه اطلاقی میخواهد قرار بگیرد، همان محدودّیت را دارد اگر آن محدودّیت را دارد با اطلاق که جور در نمیآید، شما که یک لیوان آب را داخل در دریا میکنید، این یک لیوان آب، دیگر در دریا یک لیوان نیست، این میشود دریا، وقتی که این لیوان آب را از دریا آوردی بالا، یک متری دریا نگه داشتی، آن وقت میشود این یک لیوان آب، این هم دریا، این میشود چند تا؟
میشود دو تا البتّه این فقط تمثیل است، والا باز مثال در وجود و ماهیات وجود باز به این قسم است، از این دقیقتر است، این آب را ما از دریا جدا کردیم، ولیکن در آن جا، جدا نمیشود، مثل این که شما یک لیوان را در خود دریا نگه داری و از دریا خارج نکنی، در عین حفظ محدودّیت در این موقع همان حقیقت و هویت بحرّیه بر این یک مقدار و محدودیت آب حاکم است و در آن جا، جاری است، آوردن بالا نه آن آوردن غلط است، مثال، مثال غلطی است، این طور تصوّر میکنند مردم و آنهایی که مخالف با این فلسفه و این مسائل هستند که مسئله، مسئله جداشدن از دریا است. در حالتی که این قضیه موجب ترتّب و اینها میشود که از اصل، مسئله باطل است، نه این مرتبه ذات که رسول خدا میخواهد برگردد به آن مرتبه، این مرتبه همان شأن وجودی خود پیغمبر است، ولی وقتی که در آن ذات میخواهد مراجعت بکند دیگر در آن جا رسول خدایی وجود ندارد. دیگر در آن جا هوّیت جدای از هوّیت ذات، وجود ندارد، دیگر در آن جا ماهیتّی به نام پیامبر نیست، ماهیتی به نام عرض و سماء نیست، هیچ ماهیتّی در آن جا نیست، بلکه در آن جا، همه ماهیات به اطلاقیت ماهیت ذات آنها هم مطلق خواهند شد. ولی بالاخره آن وجود رسول خدا آن حیثیت وجودی رفت و قدرت داشت در این که در آن مرتبه قرار بگیرد، و در آن رتبه عالم ذات قرار بگیرد او اصلًا نمیتواند بیاید محدوده وجودی جناب جبرائیل امین محدوده اسماء است، اصلًا نمیتواند بیاید خودش را هم بکشد، نمیتواند بیاید، نمیشود نمیتواند. وقتی که نمیتواند، نمیتواند دیگر، بله او در همان مرتبه اسم علیم دارای سعه وجودی متفاوت است، میشود آن سعه وجودی کم باشد یا زیاد باشد که اینها همه در عرض است دیگر.

