بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر
6عاقل مشو تا غم دیوانگان خوری *** دیوانه شو تا غم تو عاقلان خورند در این دنیای وانفسا عقل داشتن یک خورده کار دست آدم میدهد، قضیه، قضیه بهلول و این حرفها باشد، درست دنیا این است دیگر، دنیا عقل را قبول نمیکند.
انشاءاللَه امام زمان علیهالسّلام تشریف میآورند، انشاءاللَه حضرت عقل را بر دنیا غالب میکند. (فکملت به عقولهم) عقول اینها به واسطه حضرت کامل میشود! آیا الان در دنیا عقل حکومت میکند؟ هان عقل الان در دنیا در مسائل در جریانات عقل حکومت میکند؟
چند درجه به درجه بدن اضافه بشود، به حرارت بدن اضافه بشود. اوّل چیزی که از کار میافتد مغز است، دچار آسیب و بعد هم از کار افتادن، در این محدوده نمیتواند انسان حرکت کند.
ما دارای یک خصوصیتّی هستیم، یک موقعیتی هستیم، بدن ما یک اقتضایی میکند، دریک حدّی، حرارت را قبول میکند، آتش در این جا قرار دارد ما خودمان را نزدیک میکنیم، نزدیک حرارت، آتش دارد اخطار میدهد که نزدیک نشو میرویم و خود را درون این آتش و لهیب قرار میدهیم نتیجه آن چیست؟ نتیجه آن میشود که در عرض یکربع، بیست دقیقه، نیم ساعت ذغال میشود، انسان، ذغال میشود.
یک فردی را در آتش بیاندازند چه میشود؟ نیم ساعت بگذرد ذغال میشود، خاکستر میشود، میسوزد. تبدیل به ذغال میشود.
یک صحنه عجیبی ما دیدیم دریک جا، یک جایی میرفتم نصفه شب بود با وسیله یکی از دوستان بود، نیمه شب بود، یک مرتبه از دور من نگاه کردم دیدم که چیزی پیدا نیست، یک ابری آمده واصلًا چیزی پیدا نیست، نزدیکتر شدیم نزدیکتر شدیم، دیدیم دوداست، همه جاده را دود گرفته است و اصلًا چیزی پیدا نیست، ف ماشینی نمیآید و نمیرود، نیمه شب است، از این دود رد شدیم و وارد در این دود شدیم، یک مرتبه متوجّه شدیم دیدیم، عجب آن چنان دود بود که قضایا و مسائل داخل در این محوطه اصلًا قابل رویت نبود برای افرادی که خارج از این بودند: و دیدیم یک اتوبوس، این برگشته و از تمام این اتوبوس، دارد آتش میرود بالا، تمام از این اتوبوس دارد آتش میرود بالا، دیدیم، عجب! یک خورده این طرف، و آن طرف، به نحوی این لهیب آتش بود که ما از هفتاد متری نتوانستیم نزدیک بشویم، هفتاد متر جلوتر، گفتند آقا وسیله را نگه دارید، در کناری نگه داشتیم، دیدیم عجب این جا چه داریم میبینیم، افراد دارند میآیند یکی دل ورودهاش در آمده، نمیدانم چه شده فلان، در این موقع که یعنی واقعاً صحنه جهنّم در آن جا پیدا بود واقعاً صحنه جهنّم را ما، با چشم خودمان دیدیم، بعد من دیدم که بعضی از مسافران آمدند پایین، همین طور کنار اتوبوس نشستند تو خیابان، همین طوری دارند نگاه میکنند. به این رفیقمان گفتم آقا چیه چرا اینها نگاه میکنند؟ گفت یکی از دوستان لبنانی که سید (هذا فحم) این ذغال شده! دیدیم ذغال است، اصلًا آمده که بیاید پایین با همان وضع با همان آتش و اینها نتوانسته و همین طور نشسته تبدیل به ذغال، یک آدم تبدیل به ذغال شده، ذغال، ذغال، بعد که دیگر خوابید و تقریباً یک ساعتی آن جا بودیم تا این که قشنگ همه آنهایی که آمده بودند ریخته بودند بیرون، واینها با چه وضعی واقعاً بودند آنهایی هم که دیگر نتوانسته بودند بیایند تبدیل به یک ذغال شده بودند، ذغال. گفتم این جهنّم همین است. این آتش جهنّم آدم را به این شکل در میآورد. رفتیم دیدیم یک آدم ذغال شده تمام بدنش تبدیل به ذغال، این مال چیست؟! این مال این است که انسان از حدّ خودش از آن محدوده وجودی خودش تجاوز کرده، بدن انسان با آتش نمیسازد، اگر انسان خودش را درون آتش قرار بدهد یا آتش انسان را فرا بگیرد شدّت، آن قوه قهریه ناریه میآید و این محدوده وجودی جسمانی انسان را میسوزاند و از بین میبرد و مضمحل میکند به طور کلی مضمحل میکند.

