در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

14189
سال 1430
نسخه عربی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

7
  • جابر می‌گوید نه ما صد در صدش بودیم! ما خلاصه تا آخر قضیه بودیم دروغ هم نمی‌گوید جابر دروغ نمی‌گوید راست می‌گوید، ما بودیم دیگر ما هستیم حالا اگر خدا بخواهد، به همین جابر آن مرتبه، مرتبه شهادت و موقعیت شهادت را خداوند به او ندهد، خب نبودی تیر که به تو نخورد، شمشیر به تو نخورد الان خودت آمدی این جا روضه خوانی می‌کنی، و بر سر قبر امام حسین علیه‌السّلام روضه خوانی می‌کنی، خوب باشد یک ثوابی به تو می‌دهیم، این همه راه آمدی تا این جا و بالاخره، امّا بالاخر او یک حساب دیگری دارد، اگر جابر خدا را به محاکمه بکشد خدا چه جوابی دارد؟! شما آن جواب خدا را به من بدهید! جابر می‌گوید من که می‌خواستم بیایم، خودت هم که می‌دونی، پایش بودم خودت که خدا هستی حالا سر مردم را کلاه بگذاریم، آن چه را که در دل داریم، غیر از آن چه را که هست بگوییم، دیگر سر خدا و ملائکه را که نمی‌شود کلاه بگذاریم خودت که می‌دانی من می‌اومدم، پایش ایستاده بودم تا آخر بودم، نتوانستم مانع برای من پیش آمد در اختیار من نبود، تو هم که ما را بشر خلق کردی، مثل ملائکه خلق نکردی که برای آنها زمان و مکان مطرح نباشد، نه برای ما زمان برای ما مطرح است مکان مطرح است تهیه عِدّه و عُدّه مطرح است، رفع موانع باید بشود، ایجاب مقدمات باید بشود و این مسائل در اختیار من جابر نبود، خدا چه جوابی دارد بدهد؟! جواب نیست جواب ندارد، ما اگر جای‌ خدا بودیم خیال نمی‌کنم که جوابی داشته باشم با همه خداییتش که قبول داریم، رو چشممان، ولی این جا من خیال نمی‌کنم این خدا در این جا بتواند جوابی بدهد که خوب، چرا نباید آن ثواب به ما برسد، چرا؟ چرا باید این ثواب به حبیب بن مظاهر و مسلم بن اوثجه در کوفه برسد؟! ولی منی که همسایه امام حسین علیه‌السّلام بودم در مدینه نباید به من برسد برای چه؟! چرا باید این طور باشد؟!