شراکت در أعمال خیر و شر دیگران بهواسطۀ رضایت از آن عمل
2اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
اذَا رَأَیتُ مَولَاىَ ذُنُوبِى فَزِعتُ، وَ اذَا رَأَیتُ کرَمَک طَمِعتُ فَان عَفَوتَ فَخَیرُ رَاحِمٍ وَ ان عَذَّبتَ فَغَیرُ ظَالِمٍ.
وقتی که نگاه به گناهانم کنم مرا حالت وحشت فرا میگیرد و وقتی که نگاه به بزرگی تو کنم، حالت میل و رغبت نعمتهای تو برای من حاصل میشود پس اگر مرا عفو کنی بهترین رحمت کنندگان و بخشندگان خواهی بود و اگر مرا عذاب کنی، ظالم نخواهی بود.
زیرا من خود به خود ستم کردم و این ستم از ناحیه کس دیگر و فرد دیگری بر من تحمیل نشده، خدمت رفقا عرض شد که مسئله گناه عبارت است از: آن عمل فیزیکی خارجی نیست بلکه گناه و یا ثواب هر دو عبارت است از آن نیت فاعل، برای اقدام در عمل و مسیری که مورد رضای خدا است و یا نیت فاعل در اقدام و یا حرکت در مسیری که مورد غضب خدا است. در صورت اوّل آن حالت، حالت عبادت و عبودیت و حالت اطاعت و انقیاد است و در حالت و وضعیت دوم مسئله، مسئله انکار و تقابل و سر کشی و انانیت است که بر آن حالت اول، ثواب مترتّب است و درجات مترتّب است، و رشد و تعالی مترتّب است و نور و بهاءو بهجت، در حالت دوم ظلمت و عقاب و نیران و سخط و غضب و دور باش از رحمت خدا، حال آن شخص موفّق بشود بر اقدام این عمل، یا موفّق نشود، تفاوتی نمیکند، تفاوتی ندارد که موفّق بشود یا نشود.
جابر بن عبداللَه انصاری هنگام حرکت سیدالشهدا علیهالسّلام از مدینه به سمت مکه نتوانست همراه آن حضرت بیاید و حضرت حرکت کردند والبتّه خود نمیدانست که چه خواهد شد شاید وضعیتش یک وضعیتّی نبود بعضیها میآیند یک مطالبی میگویند یک قضاوتهایی میکنند در حالتی که خوب ما که درآن زمان نبودیم، از وضعیت جابر در هنگام هجرت سیدالشهداء علیهالسّلام اطلاع نداریم، نمیتوانیم پیش خود و سرخود قضاوت کنیم، لذا حضرت حرکت کردند و آمدند و این جریانات پیش آمد، وقتی که این جریان پیدا شد خیلی جابر مضطرب شد خیلی اوضاعش به هم ریخت، خیلی به هم ریخت و همان موقع حرکت کرد از مدینه برای آمدن به سمت کربلا، حرکت کرد آمد به سمت کربلا که سیدالشهداء علیهالسّلام را خلاصه مزار را زیارت کند، حضرت را در این جا زیارت کند.

