در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

14189
سال 1430
نسخه عربی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

6
  • خیلی عجیب بود، من هر وقت در قضایای حضرت زینب سلام‌اللَه علیها که تفحّص می‌کنم، و فکر می‌کنم، به جاهایی می‌رسد که دیگر فکرم نمی‌کشد، یعنی این جریان و این عظمت این یک چیز غیرعادی بود. یعنی مسئله غیرعادی بود، بر حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها طبیعی نبود که بگوییم که مقایسه کنیم با افرادی که در این دنیا هستند. اشخاصی که در این دنیا هستند و این به واسطه مقام جامعیتی بود که از توحید براسماء و صفات غلبه کرده بود و همه اسماء و صفات را در حیطه نفس خودش جمع کرده بود که این طور توانست مسئله وحدت در کثرت را در تمام این فراز و نشیبها اجرا کند، و ابراز کند و اظهار کند، کسی که به مسئله توحید نرسیده باشد و قلبش متحوّل نشده باشد و بقاء باللَه پیدا نکرده باشد، امکان ندارد کاری که حضرت زینب سلام‌اللَه علیها کرد بتواند انجام دهد، امکان ندارد! یعنی خیلی عجیب، این قضیه، خیلی مسئله، مسئله عجیبی است، این مطلب را ما همین طور آن چه را شنیدیم می‌گوییم، ولی خداوند توفیق ادراک مسئله را بدهد تا بفهمیم من چه می‌خواهم عرض کنم که چطور این زن در این جریانات مختلف، به اندازه سر سوزنی از آن خط مشی و اجرای مشیت پروردگار در عالم کثرت تخطی نکرد، این الّا این که به مقام بقاء باللَه رسیده بود و فناء در ذاتش را به پایان رسانده بود و با ظهور و طلوع و سیطره اسماء کلیه، دراین عالم به رتق و فتق می‌پرداخت.

  • خوب این عبداللَه وقتی که غلام به عبداللَه بن جعفر این حرف را می‌زند که این مصیبتهایی که بر سر ما آمد از حسین علیه‌السّلام بود، یک مرتبه عبداللَه عصبانی می‌شود بلند می‌شود، شروع می‌کند فحش دادن به این غلام و سب کردن و با آن کفش می‌زند اون را، و اصلًا با سیلی از اتاق پرت می‌کند بیرون، و می‌گوید خجالت نمی‌کشی تو که می‌آیی و این مطالب را می‌گویی، و به امام زمان ما یک همچنین حرفی را می‌زنی و مطلبی را می‌گویی، خلاصه این در همچنین موقعیتی داشت ولی حضرت زینب سلام اللَه علیها با شوهرش تفاوت داشت، این است قضیه، آن آمد و رفت و تاآخر حرکت کرد و ایستاد و بر سر پیمان، تا آن آخر خط رسید، و مسئله فی سلامت من دینی را به انتها رساند، ولی عبداللَه در وسط راه ماند، ماند و خوب به همان مقدار خوب خدا به او اجر می‌دهد، به همین مقدار که خوب واقعاً فرزندان خودش را فدا کرد دیگر، خوب فرزند فدا کردن چیز آسانی نیست مسئله، مسئله نیست زن خودش را، زن خودش را آن یک همچنین زنی که یک آنی حاضر نبود از او جدا بشود، یک آنی حاضر نبود که بشود، علاقه عبداللَه به حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها اصلًا ضرب المثل بود در میان مردهای مدینه و فلان، باید هم علاقه پیدا کند به یک همچنین زنی، با یک همچنین خصوصیاتی، این اصلًا ضرب المثل بوده در باصطلاح می‌گفتند وقتی مثال می‌زدند می‌گفتند: ببین او چقدر علاقه دارد و واله زنش شد و فلان این یک همچنین گذشتی کرد، این کم نیست این چیز کمی نیست! واقعاً امّا خوب در عین حال صد در صد هم نیست، صد در صد نیست.