در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

14189
سال 1430
نسخه عربی

شراکت در أعمال خیر و شر دیگران به‌واسطۀ رضایت از آن عمل

3
  • وقتی که رسید جریانش خوب همه می‌دانند وقتی ک رسید یک جمله گفت خطاب به سیدالشهدا علیه‌السّلام که شهادت می‌دهم من با شما بودم و با شما هستم و تمام آن کارهایی را که‌ کردی و مسائلی که بر شما آمد، من در آن مسائل همه شریک هستم! خب جابر که حرف بی‌خود نمی‌زند حرف جابر حرف روی حساب است و وقتی با اعتراض عطیه مواجه شد که چطور شما با امام حسین علیه‌السّلام هستی، و خود را در همان مرتبه میدانی؟! و ادعای بزرگی می‌کنی، ادعای عظیمی می‌کنی که تمام آن مسائل بر من وارد شده و تمام آن جریانات برای من اتّفاق افتاده، در حالتی که ما در منزل خودمان بودیم در مدینه بودیم کاری انجام ندادیم در منزل خود بیتوته کرده و نشسته بودیم، هیچ اطلاعی نداشتیم از این قضایا و مسائل؟!

  • جابر عبارتی را از رسول خدا صلی‌اللَه‌علیه‌وآله نقل کرد و گفت شنیدم از حبیبم رسول خدا صلی‌اللَه‌علیه‌وآله که فرمود: (من رضی بِعَمَلِ قَوُمِ فهو مَعَهُم) کسی که به عمل او، بفعال قوم، به عمل و فعال قومی راضی باشد از آنهاست، (وَ مَن احَّبَ قَوماً فَهُوَ مَعَهُم) کسی که دوست داشته باشد یک قومی را، یک گروهی را، یک فردی را، دوست داشته باشد، به نحوی که این محبّت موجب یکدلی او را با آنها بکند، دوست داشتن فرق می‌کند. دوست داشتن داریم تا دوست داشتن، بعضی‌ها دوست دارند تا وقتی که صدمه‌ای متوجّه آنها نشود، وقتی که صدمه شد می‌گوید آقا خیلی معذرت می‌خواهیم، محبت ما تا این جا، از این جا به بعد التماس دعا داریم ببخشید و این واقعاً دوست دارد، دشمنش نیست ولی برای این دوست داشتن چه قدر مایه می‌گذارد؟!

  • صحبت در این است آیا دوست داشتن در آن حدّی است که خود را در سرنوشت محبوب قرار بدهد؟! در این حدّ است یا نه؟! این دوست داشتنهای ما همه پنج درصدی و ده درصدی است خوب بله ما معلوم است امام حسین علیه‌السّلام را با مخالفینش فرقی می‌گذاریم، یزید را دوست نداریم شمرو ابن زیاد و سَنان را دوست نداریم، خوب اینها افراد فاسق، فاجر کذایی بودند، ولی آیا با امام حسین علیه‌السّلام هم هستیم؟! یعنی سرنوشتی که برای سیدالشهدا علیه‌السّلام پیش آمد ما الان بعد از ١٤٠٠ سال اینجا زیر کولر داریم، نمی‌دانم چندم ماه رمضان داریم قشنگ برای همدیگر می‌گوییم مطالب را نقل می‌کنیم، تاریخ را نقل می‌کنیم بسیار خوب اینها همه باید سر جایش باشد، ولی آن گرمای عاشورا و چند روز تشنگی را نخوردیم، ما همین طور آن تیر و شمشیر و نیزه و تیر کمان و سنگ و فلاخن اینها، هنوز ما ندیدیم، آیا قضیه امام حسین علیه‌السّلام هم که معلوم است وراهش مشخص است تیر چه چیز است، تانک بیاورید از روی من تانک رد کنید این که تیرکمان است، این که شمشیر است از روی من تانک رد کنید به جای تیر به من توپخانه، با توپخانه بزنید ما یک راهی داریم، مشخص است از آن راهمان هم بر نمی‌گردیم حالا مردن هم مردن است، دیگر فرقی نمی‌کند که هر جور و به هر قسم، آیا ما در آن حدّی هستیم که آن سرنوشتی که برای آن حضرت و اصحابش پیدا شد آن سرنوشت را برای خود بپذیریم و به دنبال آن حرکت کنیم؟! منتهی الان تاریخ ما را ١٤٠٠ سال متأخر قرار داده است، اینکه دیگر دست ما نیست ولی هر روز ما عاشورا است! هر روز ما روز امتحان است و هر روز ما روز امتحان دادن و نمره گرفتن است! در مسائل مختلف و در جریانات مختلف، این قضیه هست که انسان باید بداند اگر سیدالشهداء علیه‌السّلام در امشب شب شانزدهم ماه رمضان ١٤٣٠ بود، امام حسین علیه‌السّلام چه می‌کرد؟!