در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال

14182
سال 1430
نسخه عربی

كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال

6
  • دوم عبارت است از همان کسی که او عامی‌است ولیکن یک عامی‌است که دنبال مطلب می‌رود که به قول سعدی شیراز که می‌فرماید:

  • آن کس که نداند و بداند که نداند***لنگان خرک خویش به مقصد برساند
  • می‌داند که نمی‌داند می‌داند، بالاخره می‌رود از این طرف و از آن طرف سوال می‌کند این را می‌بیند آن را می‌بیند دنبال مسئله می‌رود نمی‌گوید من این را شنیدم و تمام شد نه می‌رود از نفر دوم می‌شنود، از نفر سوم می‌شنود از راه دیگر بروم تحقیق کنم، شاید این کسی که دارد این حرف را به من می‌زند، خدعه می‌کند دارد دروغ به من می‌گوید، بروم از نفر دوم سوم پنجم تحقیق کنم، وقتی که آن منابعی که باید آن منابع را اختیار کرد، برای تحصیل اطلاعات، آن منابع را به دست آورد، برایش اطمینان حاصل شد آن راهی که در پیش می‌گیرد آن را انجام می‌دهد آن را که تشخیص می‌دهد انجام می‌دهد.

  • وقتی که حضرت داشت صحبت می‌کرد ابوحنیفه آمد یکدفعه حضرت مطلب را برگرداندند، آمد خوب نمی‌تواند حضرت مطلب را ادامه بدهد که آن مسئله را حضرت نمی‌تواند ادامه بدهد، چه می‌شود قضیه؟! بلند می‌شوند می‌روند برای حضرت دردسر درست می‌کنند، آن کسی که بلند می‌شود می‌گوید دستش را قطع کنند یک حرفی زدیم و ولش کن، اگر یک چیزی از حضرت بشنود، هزار تا می‌گذارد رویش می‌رود تحویل جناب منصور دوانیقی میدهد. بفرمایید این تازه آن موقع میکروفون و ضبط و این حرفها نبود که اگر بود می‌گوید، بیا نگاه کن خودت گوش بکن نگاه کن ببین، این رئیس شیعه‌ها و رئیس روافض چه می‌گوید و چه صحبت می‌کند. می‌رود حضرت شروع کردند یک مطلبی را فرمودند، گفتند: چیه افراد می‌گویند ما علم غیب می‌دانیم، ما علم غیب می‌دانیم من الان قبل ازاین مجلس داشتم یک کنیزی در این جا تخلّف کرده بود من دنبالش کردم بگیرم تنبیه کنم او را، و خودش را قایم کرده بود من هر چه گشتم پیدایش نکردم حضرت دروغ نمی‌گوید، حضرت راست می‌گوید حضرت راست می‌گوید دروغ نمی‌گوید این مطلب را، این مسأله را، در مقدمه کتاب افق وحی در قسمت علم در مقدمه‌اش سه بحث است، یکی بحث توحید افعالی، یکی بحث وحی است و علم است و یکی هم بحث وحی، این سه مطلب را بنده در آن جا توضیح دادم و بعد آن مطالبی که بر آن مترتّب باشد، خوب متعرض شدیم، در آن قسمت علم رفقا آن جا بروند من در آن جا توضیح دادم که چگونه است که امام علیه‌السّلام اطلاع بر مسائل دارد و چگونه است که در بعضی از اوقات که نمی‌خواهد که اطلاع پیدا کند به خاطر مسائلی.