كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال
8حالا أمیرالمؤمنین بیاید یکی یکی بردارد عین قضیه امام حسن علیهالسّلام، امام حسن علیهالسّلام که امشب شب ولادتش است، یک شخصی از دنیا رفته بود و آمدند حضرت، افراد و اینها برای این که ارث و فلان که تقسیم کنند به فقرا و اینها، و صد تا دانه خرما باقی مانده بود، حضرت فرمودند: صد تا باقی مانده این صد تا به اصطلاح چیز کنید افراد نگاه کردند یکی از اینها یک خرما برداشت، گذاشت توی دستش وقتی که گشتند دیدند نود و نه تا است، گفتند ا شما گفتید صد تا حضرت فرمود آن دستت را باز کن ببینیم، یکی از آنهایی که ایستاده بود شروع کرد به خندیدن، گفتند حالا بگذار رویش میشود صد تا، خب حالا این صدتا بود حالا اگر سعد وقاص میگوید نه بیخود میگوید، حضرت بیاید چقدر یک میلیون هشتصد هزار تا، سر چند تا مو دارد؟! بیا بشمرد خوب کی بیاید بشمرد، حضرت فرمودند اگر به تو بگویم قبول نمیکنی، من هم وقت ندارم برای تو بشمارم نمیدانم چه کنم، ولی به تو میگویم که در خانهات یک توله سگی را داری میپروانی که در آینده قاتل فرزند پیغمبر خواهد شد.
عمر سعد آن موقع در منزل سعد وقاص کوچک بود، تازه راه افتاده بود گفتند که حالا این را داشته باش و تاریخ قضاوت خواهد کرد که علی علیهالسّلام وقتی که میگوید (سلونی قبل ان تفقدونی) که راست میگوید یا نه بعضیها آمدند از این ادعاها کردند خودشان را جای أمیرالمؤمنین گذاشتند، خودشان را جای امام گذاشتتند ولی یک قدری تفاوت دارد یک قدری البتّه یک قدری بین آن مقام ولایت و بین سایر مسائل تفاوت دارد، حالا بگذریم امام صادق علیهالسّلام فرمودند که آیا این آیه را نخواندید وَ كلَّ شَيءٍ أَحْصَيناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ ابان گفت بله این آیه را خواندم و حضرت فرمودند ما امام مبین هستیم که هیچ چیزی در عالم وجود از ما مخفی نخواهد بود، آن وقت من نفهمم این کنیز کجا رفته، میخواهی الان بگویم کجاست؟ درست البتّه راجع به این قضیه توجیهی دارد که چگونه امام علیهالسّلام یک همچنین مسئلهای را بیان میکند، چه حالی در امام انجام میشود، که یک مقداری از مسئله جدا میشویم. امام صادق علیهالسّلام این طور بود این طور برای افراد و برای مردم، حضرت به این نحو بیان میکرد، یعنی همین مسائل ظاهر را برای افراد بیان میکرد، بله محمد بن مسلم و فرض کنید که جابر بن یزید جعفی میرفت پیش حضرت میرفت آن وقت مطالب دیگر و یک مسائل دیگر.

