در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال

14253
سال 1430
نسخه عربی

نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال

8
  • در مکتب شیعه فقط چهارده نفرند که کلام ایشان عصمت دارد، بقیه نخیر هر شخصی می‌خواهد، به هر جا هم رسیده باشد از نظر شهرت، از نظر علم، از نظر مسائل، و اصطلاحات و معارف و اینها به هر جا می‌خواهد برسد، باید مطالب او با مطالب عصمت باید قیاس گردد و در صورت صحت پذیرفته و در صورت عدم انطباق مردود باشد، در عین حال که مرد بزرگی است.

  • همین مرحوم صدوق مطالب خلافی در اعتقاداتش دارد که ما نمی‌پذیریم، اعتقادی نداریم به ایشان، سهو النبی و نظیر را همین مرحوم صدوق ثابت کرده و ما او را نمی‌پذیریم، بسیاری از مطالبی ایشان دارد که شیخ مفید بر علیه صدوق مقاله‌ای دارد و جزوه‌ای دارد و مطالب او را به نقد کشیده. مرحوم شیخ مفید خیلی مرد بزرگی بوده از آن مردهای درست و حسابی بوده، شیخ مفید از آنهایی بودکه قطعاً مورد توّجه و مورد نظر امام زمان علیه‌السّلام بوده در این مسئله، شکی وجود ندارد، شبیه سید بحرالعلوم، البتّه شبیه نه، به پای سید، سید که اصلًا یک جایگاه دیگری داشت. ولی شیخ مفید هم خیلی حسابی بود، شیخ مفید همان کسی است که در یک اشتباه در حکم و قضاوتی که کرد، وقتی فهمید اشتباه است نیامد اشتباهش را ماست مالی کند، شیره مالی کند، از این شیره و ماستها در خانه‌های ما زیاد است‌ خمره خمره، ماست شیره روغن نمی‌دانم، هر جور در هر جا یک جور، در هر یک خلافی، به جای اینکه خودمان بیاییم، بگوییم خلاف است، از یک جا کاسه ماست برمی‌داریم می‌مالیم رویش، از یک جا شیره برمی‌داریم می‌مالیم رویش، از یک جا روغن، از یک جا نمی‌دانم چی! مرکبات، خلاصه از هر جا، شیخ مفید وقتی که فهمید اشتباه کرده، رفت در منزل را بست به مردم گفت خودتان میدانید و خدای خودتان به من ارتباطی ندرد من متکفل دین شما نیستم و قیم نیستم، خدا دارید و امام زمان علیه‌السّلام دارید بلند شوید بروید با خدا و امام زمانتان، هر کاری خواستید بکنید من کاری ندارم، این جوری بوده قضیه، قضیه مفصّل است یک قضیه‌ای دارد، یک شخصی بود، زنی فوت کرده بود، حامله و فلان و این حرفها درست شد، صداقت نشان داد از خودش، وفا نشان داد از خودش، صفا نشان داد از خودش، اخلاص نشان داد به ولی نعمتش، ولی نعمتش هم آمد دستش را گرفت، ولی نعمتش آمد دست او را گرفت، فرستاد دنبالش در منزلت را باز کن و شروع به قضا و فتوا و حکم بکن، ما خودمان هوای تو را داریم و تو را تأیید میکنیم، تمام شد دیگر از این به بعد شیخ مفید شد شیخ مفید.