نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال
3دیگر ولی این طور نیست رحمت و بخشش خدا و عفو و کرم و غافریت پروردگار، این وسعت و دایره اش اوسع است از کارهای ما و تصرّفات ما و مسائلی که خوب از ما سر میزند. بایزید و این عرفا و این اولیا اینها با خدا سر و سرهایی دارند، دیگر حساب و کتابهایی دارند، از مسائل خبر پیدا میکنند، گاهی از جریانات، از عالم تدبیر از عالم تقدیر اینها یک اطلاعاتی به دست میآورند همین طور که نمیماند و بر اساس آن انکشافشان طبعاً توقعشان از خدا زیاد میشود و آن بینشی که نسبت به پروردگار دارند، آن بینش آنها را در یک مرتبه دیگری قرار میدهد، آن رحمتی که اولیا و بزرگان از خدای متعال سراغ دارند. اصلًا آن رحمت به مخیله ما خطور نکرده، اصلًا خطور نکرده، آن عفو، گذشت و کرامتی که بزرگان از مقام غافریت و مقام ساتریت پروردگار سراغ دارند به طور کلی ما اصلًا نسبت به آنها برّانی و بیگانه هستیم اطلاعی نداریم.
بنده در همان زمانهای سابق که در بعد از این جریاناتی که خود مرحوم آقا در کتبشان نقل کردند، از بعضی از شاگردان مرحوم حدّاد تا حدودی را من مشاهده میکردم و یک مرتبه یادم است که یکی از شاگردان مرحوم حدّاد از ایشان یک تقاضایی کرده بود، این جا همان جایی است که انسان باید مواظب باشد و رعایت ادب را داشته باشد و حریم را حفظ کند و بداند که آن نعمتی خدا برای او مقدّر کرده است که نعمت معرفت است، از خانه خالهاش نیاورده است، همین استادی که در خدمت او تلمّذ میکند همان او واسطه برای رسیدن به یک مرتبه از معرفت و شهود است. یکی از همین افرادی که در همان جا رفت و آمد داشت و خیلی در حالاتش هم قوی بود خب یک مسائلی را از ایشان تقاضا میکرد، مطالبی را میخواست و طبعاً انجام آن مسائل از نقطه نظر مسئولیت و تکلیف برای ایشان مشکل بود، من شاهد بودم به واسطه فتح باب معرفت برای او، این فرد از این موقعیت میخواست سوءاستفاده کند و بزرگان را تحت فشار قرار بدهد و خلاصه به جهت آن بصیرتی که پیدا کرده بود نسبت به مقام و موقعیت استاد میخواست از او مطالبات اموری را بکند که خوب، برای او انجام دادنش مسئولیت داشت. قرار نیست که حالا فرد به مرتبهای رسیده هر کاری میخواهد بکند، و دست به هر اقدامی میخواهد بزند و برای اصلاح امور دنیا از آن مطالب ربّوبی استفاده کند.

