در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین معنای ثواب و گناه

14177
سال 1430
نسخه عربی

تبیین معنای ثواب و گناه

3
  • و این فرهنگ تشیع است! در فرهنگ تشیع همان طوری که آیات قرآن، دارای عصمت است، همین طور کلام معصوم هم دارای عصمت است. مثل عصمت قرآنیه، مثل عصمت آیات قرآن هر دو، در یک منوال قرار دارد. لذا کلام معصوم می‌تواند آیات قرآن را تخصیص بزند، کلام معصوم می‌تواند آیات قرآن را توضیح بدهد، آیات قرآن را مقید کند، موارد و مصادیق آیات را می‌تواند کلام معصوم بیان کند، ما نمی‌توانیم، این مسئله از عهده غیر معصوم علیه‌السّلام خارج است و هر که گفته بی‌خود گفته‌ است، فقط معصوم است که می‌تواند موارد آیات را بیان کند، آیات را توضیح دهد، آیات را تفسیر کند، استثناءها را در آیات می‌تواند، معصوم برای ما روشن کند. نه اینکه معصوم استثناء بزند، استثناء را برای ما تببیین و توضیح می‌دهد، استثنایی که وجود دارد مخفی است و در آیات نیامده، و معصوم می‌آید و آن استثناها را می‌گوید که: این آیه مربوط به فلان جا نیست، مربوط به فلان جا است، در آیات ارث، در آیات غیر ارث، در آیات حدود از این قضیه روایات زیاد داریم.

  • بنابراین کلامی که آن کلام جاودانه است، کلام، کلام معصوم است. یعنی ما اگر بخواهیم یک مطلبی را تابلو کنیم و در مقابل خودمان بگذاریم، باید کلام معصوم را در تابلو قرار بدهیم و در مقابل خودمان بگذاریم، برای همیشه برای ما این کلام حجّت است در مسائل مختلف، و در ابعاد مختلف، امام سجّاد علیه‌السّلام در این جا به خداوند عرضه می‌دارد که من وقتی نظر به گناهانم بکنم به فزع می‌افتم، این کلام حقّ است و صدق است و درست است و واقع است و هیچ شکی در آن نیست، چرا؟ چون کلام، کلام معصوم است. اگر ما این حرف را بزنیم مثلًا یک بزرگی، را فرض کنید که بیاید همچنین مطلبی را بگوید، یک شخص بزرگی، عابدی عالمی، شخص فرهیخته‌ای همچنین حرفی را بزند، انسان توجیه می‌کند، همین توجیه‌های عامیانه، بابا شکسته نفسی می‌کنند، تواضع می‌کنند، چه می‌کنند! چه می‌کنند! خب اشکال هم ندارد، چون هر دو طرفش یکی است، ولی کلام معصوم را، نمی‌توانیم حمل بر شکسته نفسی کنیم، حمل بر تواضع کنیم، خب امام سجاد علیه‌السّلام با خدا تواضعاً می‌گوید که کار نکرده را بگوید من کردم، آخر در دعای ابی‌حمزه ما مواردی می‌بینیم که امام علیه‌السّلام نه اینکه مقام، مقام تواضع است، تصریح دار، تصریح را که نمی‌توان گفت تواضع، انَا الَذّى عَلّى سَیدِه الجتَرَى‌ من آن کسی هستم که بر مولای خود و آقای خود جسارت و جرأت ورزیده، کی شما در مقابل خدا همچنین چیزی؟!