شش دستور اخلاقی در سوره حجرات
4سوّم: اجابت خود را در دعا مخفی کرده است؛ پس هیچ دعایی را کوچک مشمارید، شاید اجابت خدا و دعوت خدا و لبّیک خدا در همان دعا باشد!
چهارم: ولایت خود را در بین مؤمنین مخفی کرده است؛ پس هیچ مؤمنی را کوچک مشمارید، شاید او ولیّ خدا باشد!1
هیچ مؤمنی را کوچک مشمارید، حالا او حمّال باشد، کارگر باشد، زیر دست شما باشد یا رانندۀ شما باشد، او را کوچک مشمارید و به ظاهرش ننگرید؛ شاید بین خود و بین پروردگار یک ربط و حالی داشته باشد و جزء خواصّ خدا باشد، و خودش را هم که به شما معرّفی نمیکند، آنوقت او را کوچک میشمارید و خدای ناکرده عباراتی زننده به او میگویید، یا اوامری به او میکنید که درخور شأن او نیست، یا وقتی با او برخورد میکنید حالِ بزرگی و استکبار در شما پیدا میشود و آمرانه به او امر و نهی میکنید، و این همان تحقیر او است و شما یک ولیّ خدا را تحقیرکردهاید! هیچ مؤمنی را کوچک مشمارید؛ چون اولیای خدا دارای مشخصّات و علامات نیستند که انسان با آن علامات خارجی آنها را بشناسد، و اینجا از آن جاهایی است که خدا ولایت را مخفی کرده است و ظاهر نیست! پس همۀ مؤمنین محترماند و همۀ آنها را از نقطۀ نظر ایمانشان، محترم بشمارید و با احترام بنگرید؛ شاید در بین آنها یک نفر از اولیای خدا باشد و به آن ولیّ خدا در اثر جسارت و احترام نکردن، جسارت شده باشد و وقتی جسارت شد، دیگر کار تمام است، چون «خدا محلّش در دل ولیّ است!»2
در حدیث قدسی داریم که خدا میفرماید: «آسمانها و زمین گنجایش مرا ندارند، ولی گنجایش من را دل بندۀ مؤمن به من دارد!»3 پس همین شخصی که لباسش پاره است یا وصلهای دارد یا گیوهاش را وصله کرده است یا کلاهش چرکین است و امثال اینها، ممکن است حال و ربطی بین خود و بین پروردگار داشته باشد، و در اثر جسارت به او، جسارت به خدا شده باشد! این روایت را مؤیّد برای همین آیۀ شریفه عرض کردم که میفرماید:
- الخصال، ج ١، ص ٢٠٩.
- بحار الأنوار، ج ٥٥، ص ٣٩: «أنَّ قلبَ المؤمنِ عرشُ الرّحمٰن!»
- إحیاء علوم الدّین، ج ٣، جزء ٨، ص ٢٦؛ عوالی اللآلی، ج ٤، ص ٧.

