کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی
7خیلی خوب است! این قدر خوش میگذرد! این قدر خوب است خوش میگذرد که فقط حرف بزنی و بحمداللَه مردم میفهمند و فهمیدند که اوضاع چه خبر است. به قول خواجه شیراز، خدا رحمتش کند «خوش بود گر محک تجربه آید به میان، تا سیه روی شود، هر که در او غش باشد» و به قول مرحوم حاج میرزا حبیب خراسانی رحمةاللَهعلیه از آن آدمهای خوب بود. مرحوم حاج میرزا حبیب خراسانی از علمای طراز اول مشهد، بسیار مرد بزرگ، بسیار مرد اهل حال، بسیار مرد اهل دل، بسیار مرد روشن ضمیر. چه تهجدهایی! واقعا چه حال و هوایی! وقتی که من این اشعار او را میخوانم، اصلا جان میگیرم. انگار هی از آن انفاس قدسی، هی میآید! مرحوم آقا هم خیلی دوست داشتند اشعارش را، و به رفقایشان وقتی که در بعضی از مجلس و اینها بود و صدایشان را ضبط کردند از اشعار حاج میرزا حبیب، خیلی در آن موقع میخوانند. یکی از اشعار ایشان این است:
عیان گردد چو در آب افتد این مرغ *** که مرغابی بود یا ماکیان است فعلا همه میگویند ما شنا بلدیم! شنا بلدیم، فلان بلدیم، میگویم پرتش میکنند در آب و حالا شنا کن! اگر رفت توی آب، ای بابا! خراب کردی بابا! اگر نه؛ آمد و شنا کرد و به سلامت به طرف ساحل رفت، میگوییم ها! این شناگر است! این آدمیاست که میتواند ... بله ... خیلی اشعار عجیبی است!
ز جم بر جامِ می، خطی عیان است *** ... همین طور میآید میگوید بله ... تا این شعر که
عیان گردد چو در آب افتد این مرغ *** که مرغابی بود یا ماکیان است همان اشعارِ دیگر
مرا پیر طریقت جز علی نیست *** که هستی را حقیقت جز علی نیست اگر کفر است اگر ایمان، بگو باش *** خدا را! حول و قوت جز علی نیست تو را پیر طریقت گو عمر باش *** ... مبارکت باشد! ان شاءاللَه مبارکت باشد، خدا تو را با عمر محشور بفرماید!

