کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی
3به قول خواجه که میفرماید:
خوش بود گر محک تجربه آید به میان *** تا سیه رو شود هر که در او غِش باشد محک تجربه یعنی شرایطی که آن شرایط، باخواست و میل انسان متفاوت است. با روش انسان، آن شرایط متفاوت است. آن شرایط، آیا برای انسان پیش میآید یا نمیآید؟.
یکی از افراد از افراد و نزدیکان به من میگفت ما پیش فلان کس میرویم، میرفت پیش یک فرد عالمی، پیش او درس میخواند. نمیدانم الان هم هست یا نه، در یک جایی، و آن فرد فاضلی بود، فرد درس خواندهای بود، فرد نجف رفتهای بود، سالها درس خوانده بود. بعد یک روزی متوجه میشود ایشان با افرادی که میآیند پیش ایشان و میروند برای مسایل و وجوهات و امثال ذالک حساب میکنند، خیلی از این معاملات، معاملات ربوی است. ربوی است و حرام است و چطور یک همچنین مسئله به اصطلاح قابل توجیه است. خوب یک قدری صمیمیشده بود و یک روز گفت که این چه جور میشود که شما با این گونه افراد شما ارتباط دارید؟ میدانید چه جواب داد؟ جواب داد خوب خرج زن و بچه پس از کجا تأمین بشود؟ ببینید! یعنی چه؟ یعنی تمام آن درسهایی که در نجف بود، همه رفت هوا! همه رفت هوا! تمام آن مسائلی که در عتبه مقدسه أمیرالمؤمنین بود، همه بر باد رفت. تمام آن صحبتها و مطالب و احادیث و فقه و احکام و دستور و نان و نمک امام زمان را خوردن، تمام اینها چه شد؟ همه رفت در هوا، همه در هوا رفت. حرف حق را و مطلب حق را کی زد؟ آن کسی که وقتی به شاگردانش فرمود معاملات ربوی حرام است (همان زمان شاه، در زمان شاه زمان سابق) بنده یادم است کوچک بودم. حدود ده یازده سالم بود. عصری وقتی که با مرحوم پدرمان میرفتیم برای مسجد، من در طول این مسیر این مسائل را میدیدم و متوجه میشدم. گاهی با ایشان کسانی بودند. یک کسی از افراد یادم است به ایشان گفت که الان هم ایشان حیات دارد این فرد سائل در یکی از همین شهرستانها حیات دارد گفت آقا اگر ما با این بانک و اینها، در همان زمانها، مربوط به همان زمانها بود، ارتباط نداشته باشیم و معامله نکنیم کارمان نمیگردد دکانش و حجرهاش در بازار بود کارمان نمیگردد، زندگی ما نمیگردد. این عبارت تو گوش من مانده است. ایشان میدانید چه جواب دادند؟ «بروید سر چهارراه لبوفروشی کنید» این میشود یک حرف حساب. این میشود حرفی که مرد اله این حرف را میزند. این دیگر کسی نیست که کسی بتواند سرش کلاه بگذارد. این ور و آن ور بگرداندش و بچرخاندش.

