سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی
8اگر قرار بود که پدر ما ایشان این روش عزلت را به این کیفیت و به این نحو در پیش میگرفتند پس الان این مطالب چطور پخش شده بود؟ چطور این مطالب در اختیار افراد قرار میگرفت؟ خوب بیان ایشان که تعطیل بشود بنانشان که از کار بیافتد پس به چه وسیله باید این مسائل و آن چه را که یک ولی الهی حق تشخیص میدهد و واقع تشخیص میدهد به چه وسیله باید این به دست مردم برسد؟ میگوییم ما کنار خوب شما کنار شما هم کنار شما هم کنار شما هم کنار خوب هیچی پس مردم میگویند ما چه کار کنیم؟ ما چه کار کنیم مسئله این که یکی این جور میگوید یکی آن جور میگوید پس آن مطلبی که مربوط به خود اهل بیت است و باید ناقل این مطلب فرد متصلی باشد آخر مطالبی که ما از این و آن میشنویم آخر کسی که امروز یک حرفی میزند هفته بعدش یک حرف دیگری میزند خوب به این که دیگر اعتماد نمیشود کرد کسی که امروز یک مسئله میآید میگوید فردا میآید ١٨٠ درجه خلافش را میآید میگوید به این که انسان دیگر نمیتواند باور کند پس به که باید باور کند به آن کسی که از اول تا آخر یک حرف میزند در رخاء و سهل یک حرف میزند در شدائد هم همان حرف را میزند در گشایش یک حرف را میزند در سختی هم همان حرف را میزند در حالت آرامش یک حرف میزند در حالت مسائل و جریانات و قضایای اجتماعی و مسائلی که خوب مطالب سخت و مشکل و دارای راههای شبهه آمیز هم، همان مطلب را میگوید هیچ حرفش فرق نمیکند تفاوت نمیکند بوقَلْمُون، بوقَلَمُون غلط است بوقلْمون صفت نیست که در هر موقعیتی به لحن همان موقع ابراز کند، ببینید مسئله دارد به این طرف میچربد شروع کند حرفهایش کم کم به این سمت ا ا این آقا که دیروز داشت این حرف را میزد حالا چطور یکدفعه قضایا از این طرف شده بعد یکدفعه یک جریانی پیش میآید آن طرف غلبه میکند میبیند ا دارد آن حرف را میزند عجب بابا بالاخره تو چه میگویی حرف حسابت چی است ما بفهمیم این وری یا آن وری حرفت چی است؟ میگوید من از اصحاب بادم حزبم این است حزب حزبهای مختلف داریم اصحاب الیمن داریم اصحاب الشمال داریم اصحاب الباد هم یکی از مسائل است اصحاب الباد و الهوا! باد از هر طرف میآید ... این را امیرالمؤمنین علیهالسّلام میگوید نه من، امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید که: هَمَجٌ رَعَاعٌ اتبَاعُ کلِّ نَاعِقٍ یمِیلُونَ مَعَ کلِّ رِیحٍ1 اصحاب دنیا نه فقط اصحاب دنیا آنهایی که افراد عادی هستند، نه، افراد، معمّمین، علما، و فضلا، اینها همه دنیا، همه دنیا، همه اینها اصحاب دنیا و منتظرند ببیند که چه جریانی است که در آن جریان این بزرگوران میتوانند به عافیت بگذرانند نه این که تکلیف چیست عافیت گذراندن میشود محور برای انتخاب کلمات و برای تصرفات، عافیت، ولی خواجه چه میفرماید خواجه چه میفرماید حضرت خواجه شیراز قدس اللَه سره ایشان میفرماید؟ او از اول آب پاکی را ریخت روی دست خودش و روی دست هر که گفت جزو حزب ما است خواجه هم حزب دارد تشکیلات دارد بیا برو دارد، خوشا به حال آن کسانی که داخل در حزب خواجه باشند خواجه حافظ شیرازی میفرماید:
- بحارالانوار جلد ١ صفحه ١٨٧

