سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی
2اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
وصلى اللَه على سیدنا و نبینا ابى القاسم محمد
و على آلهالطیبین الطاهرین
و لعنة اللَه على اعدائهم اجمعین
اذَا رَأیتُ مَولاىَ ذُنُوبِى فَزِعتُ، وَ اذَا رَأیتُ کرَمَک طَمِعتُ.
اگر به گناهان خود نگاه کنم به فزع در خواهم آمد و اگر به کرَم و بزرگواری تو نگاه کنم به طمع خواهم افتاد.
معلوم میشود که در این جا دو جنبه در انسان وجود دارد یکی جنبه یأس و دیگر جنبه امید و هر دو هم واقعیت دارد یکی از آنها خلاف نیست و اعتبار نیست و توهم و تخیل نیست چه طور این که در انسان صفات مختلف و غرائز مختلفی وجود دارد، غریزه غضب که جنبه دافعه انسان است و جنبه قهر و دفع او و غریزه حب و رأفت و محبت که جنبه جذب و طلب است و این هر دو در دو نقطه مخالف و دو نقطه متفاوت قرار دارند.
همین طور در انسان هم دو جنبه و دو صفت و بهتر است بگوییم دو غریزه [وجود دارد [که یکی صفت و غریزه یأس است، که یأس ناشی از فقدان مطلوب و متوَقَّع است آن چه را که انسان توقعش را دارد فاقد اوست، میبیند که فاقد اوست و دسترسی به او برای انسان امکانش نیست. این غریزه غریزه یأس است که ناشی از فقدان است، کسی که واجد یک شیایی باشد یأس معنا ندارد کسی که عالم باشد یأس از تحصیل علم دیگر برای او معنا ندارد کسی که مُتموِّل باشد یأس از تحصیل مال و ثروت برای او معنا ندارد، واجد است.
پس ریشه و اصل در یأس عبارت است از فقدان، و او علت برای این است که برای انسان یأس و ناامیدی باشد، فقدانی که آن فقدان، لایوجد است حاصل نمیشود اگر انسان فاقد شیء باشد ولیکن بداند فردا آن شی را حاصل میکند و میتواند به دست بیاورد و قدرت آن را دارد به این یأس نمیگویند به این احساسِ خلاء و نقص میگویند بدون استیلاء این صفت، صفت یأس و ناامیدی. انسان بداند به این مطلب میرسد انسان بداند به این توقع خودش میرسد انسان بداند به مطلوب میرسد انسان بداند راه خدا را که شروع کرده است این راه به نهایت خواهد رسید خوب دیگر برای انسان یأس پیدا نمیشود خوب مشخص است نهایتش مشخص است و بواسطه حرکتی که میکند این حرکت لاجرم او را به انتها خواهد رساند، [و یأس] برای او پیدا نمیشود.

