سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی
3و اگر انسان بداند که نه راه خدا را که شروع کرده نمیتواند به این راه ادامه بدهد، نمیتواند به این راه استمرار ببخشد میداند که موانعی بر سر راه او هست میداند که صوارفی جلوی او را خواهند گرفت، بعضی از افراد هستند خوب خیلی افراد خوبی هستند فرد خوب فرد صالح میآیند با آدم سلام و علیک و این حرفها بعد میگویند که ما قبول داریم که این مسئله و این راه حق است ولی ما اهلش نیستیم خیلی صاف و رُک و روشن، میگویند ما قبول داریم این درست است و این مسئله ولی ما اهلش نیستیم همین دورا دور خلاصه قبول داریم و میدانیم که مطلب درست است حالا ما کاری نداریم به این که آیا اینها در نگرششان اشتباه میکنند یا نه و آیا باید تصحیح کنند این نوع نگرش را یا این که به همین کیفیت بمانند و به قول خودشان حداقل آن نماز و روزه ظاهری از آنها فوت نشود و دیگر همین کافی است.
خوب چرا؟ چون احساس میکنند که یک موانعی هست حالا تصور میکنند که یک مطالبی هست یک حوادثی برای انسان رخ خواهد داد یک جریاناتی برای انسان پیدا خواهد شد که بواسطه آن حوادث و آن موانع، آن قدرتی که باید رد کند و بگذرد و بِبُرَّد، آن قدرت را ندارند و در نتیجه خوب متوقف میشوند.
عرض کردم که یکی از افراد از علما بود آمده بود در زمان سابق یعنی قبل از انقلاب آمده بود خدمت مرحوم آقا و از ایشان تقاضای دستور و برنامه و مقدمات راه را میخواست. من در آن اتاق کنار نشسته بودم در مجاورت و صدای آنها را میشنیدم که صحبت میکنند، آهسته هم صحبت نمیکردند در آن اتاق مجاور که من بودم، دیدم ایشان دارند به آن شخص میگویند فرد مُعَمَّم و شیخی بود و اهل قم و ازحوزه بود الان فوت کرده و به رحمت خدا رفته است ایشان دارند به او میگویند که:

