در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت

14317
سال 1430
نسخه عربی

حقیقت فطرت

5
  • جهان چون چشم و خط و خال و ابروست***که هر چیزی به جای خویش نیکوست‌
  • والا اگر انسان بخواهد به مقتضای هواها و به مقتضای تمایلات نفس خود از خدا طلب کند، تمام شد و رفت، الفاتحه، از امشب شروع می‌کند هر چه مال خودش و مال بقیه در این دنیاست می‌گوید همه مال من، هر نعمتی که هست مال من، حدّ یقف هم که ندارد، همه همین طوری می‌آید و می‌آید و نمی‌ایستد؛ بابا دو تا گیرت آمد، نه سه تا گیرت آمد، نه چهار تا ...

  • یکی از دوستان می‌گفت یک وقتی جایی می‌رفتیم یک راننده‌ای بود و سر صحبت با او باز شد.

  • گفت: می‌دانی من چند تا زن دارم؟ ٨ تا زن دارم‌

  • گفتم: مگر نمی‌دانی که ٤ تا بیشتر حرام است و نمی‌شود؟!

  • گفت: راست می‌گویی؟ پس حالا چه کار کنم ...

  • (مثل اینکه هر جا می‌رفت، هر شهری می‌رفت، بنده خدا به او بد نمی‌گذشت و بالاخره آنجا منزل و جایگاهی داشت.)

  • گفتم: آخر نمی‌شود ٨ تا؛ اولی را ول کن‌.

  • گفت: ببینم هر کدام بیشتر به دردم می‌خورد نگه می‌دارم.

  • من گفتم بهش بگو: هر کدام را میخواهی نگه‌دار و حالا بقیه را منقطع نگه‌دار و خوب نیست که‌ بقیه را رد کنی علی کل حال، در این جا دیگر مسئله فرق می‌کند و خلاصه نظرات متفاوت است؛ ما هم وارد بحث فقهی نمی‌شویم. آن چه که به عنوان عقد دائم بعد از ٤ تا است باطل است و حرمت ابدی می‌آورد یا نه؟

  • علی کل حال این طبع، طبع چیست؟ طبع آدمی‌است. آدمی هیچ وقت قانع نیست، به مسائل قانع نیست، به مطالب قانع نیست و هی زیاده طلبی می‌کند چرا؟ چون هنوز به مرتبه فعلیت نرسیده و هنوز به مرتبه کمال نرسیده است و مسائل را از نقطه نظر عقلانی بررسی نمی‌کند، از روی هوی مطالب را بررسی می‌کند، از روی هوس مطلب را بررسی می‌کند، از روی تخیلات مطلب را بررسی می‌کند؛ طبعا قضاوتی که از روی تخیل و هوی و هوس باشد معلوم است که به کجا خواهد کشید.