دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
اذا رایت مولاى ذنوبى فزعت و اذا رایت کرمک طمعت، فان عفوت فخیر راحم و ان عذبت فغیر ظالم
ای مولای من! وقتی که به ذنوب و گناهانم نگاه میکنم متوحش میشوم، فزعت یعنی متوحش شدن، فزع یعنی نگرانی شدید که به حدّ عدم استقرار نفس میانجامد، یک وقتی انسان نگران است، از یک مسئلهای نگران است که یک قضیهای میخواهد بیاید، یک مرضی میخواهد بیاید یک بیماری برایش میخواهد بیاید، یک مصیبتی میخواهد بیاید، در حال ترس است، در حال تشویش است، در حال نگرانی است، فکرش مشغول است کسی میخواهد با او حرف بزند میگوید حوصله ندارم، حالا جوابت را بعد میدهم، حالا بعد به تو خبر میدهم، آدم تا میخواهد برود دو کلمه با او حرف بزند میبیند که فکرش پریشان است و ناراحت است منصرف میشود، این را میگویند نگرانی، دغدغهی خاطر داشتن و فکر مشغول بودن و به یک امر غیرمتوقًّع منتظر بودن، این را میگویند نگرانی.
ولی مسئلهی فزع و مسئلهی متوحش شدن فرق میکند، متوحش شدن یعنی به انسان یک مرتبه میگویند آقا فلان قضیه اتفاق افتاد، چطور یک مرتبه انسان کنترل خودش را از دست میدهد، یک مسئلهای که آنچنان بر او ناگوار است که تعادلش را از دست میدهد این را میگویند فزع، انسان تعادل خودش را از دست میدهد، به طور کلی حرکاتش حرکات غیرعادی میشود، حرکاتش حرکات غیرمتعادل میشود.
طوری پریشان میشود که چه بسا اختیار عنان از کف میدهد، دیده شد در بعضی از اوقات وقتی که یک خبر ناگواری به یک فرد میرسد غش میکند و بیهوش میشود، دیده شده که در بعضی از اوقات وقتی که یک خبر بسیار خلاف توقعی به فرد میرسد نصف بدن فلج میشود، شخص دچار سکته میشود، بسته به آن میزان غیرمتوقع بودن و بسته به میزان صلابت و استقامت خود انسان در قبال این پدیده و در قبال این حادثهای که برای او رخ داده است.

