در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن

14468
سال 1430
نسخه عربی

دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن

5
  • در آیه‌ی شریفه نداریم و هم من فزعٍ نه من فزعِ یومئذٍ؟ نه، وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يوْمَئِذٍ آمِنُونَ‌ النمل، ٨٩ در روز قیامت آن فزع، این فزعی که امام سجاد علیه السلام در اینجا می‌فرماید اذا رایت مولای ذنوبی فزعت، اگر به ذنوب خودم نگاه کنم و به گناهان خودم نگاه کنم یک همچنین لرزه‌ای بر اندام من خواهد افتاد، فزع گفتیم دیگر معنایش یعنی چی؟ لرزه نه نگرانی، نگرانی خب همه‌مان داریم، بالاخره همه کم و بیش خبر داریم چه دسته گل‌هایی در این ایام به آب دادیم و چه غلطهایی در این مدت کردیم، حالا کم و بیش، کم و زیاد دارد، بالاخره همه‌مان می‌دانیم وقتی که پای اقرار [پیش بیاید.]

  • نصاری را نشنیدید، اینها خلاصه یک اتاق اعتراف دارند، در این کلیساها یک اتاق است می‌آیند می‌نشینند. [اتاق‌] کیوسک مانندی است و می‌آیند می‌نشینند و این طرف هم جناب کشیش تشریف‌ می‌آورند و شروع می‌کند به اعتراف کردن، نمی‌دانم دیروز چی کار کردم، پریروز چه کار کردم، پریشب چه غلطی کردم، دیشب چه ..... حالا دیگر بماند، بنده نمی‌دانم در آنجا چه بوده؟ ما که یک همچنین مسائل را گذرمان نیفتاده به آنجاها ولی اگر قرار باشد بر اینکه ما هم یک همچنین مسائلی داشته باشیم، آنها می‌آیند و یک مقدار اعتراف می‌کنند و یک مقدار هم پول می‌گیرند و خب خلاصه تصفیه حساب می‌کنند و آن بنده خدا را پاکش می‌کنند و او هم با خیال راحت می‌رود یعنی واقعا هم خیال می‌کند پاک شده‌ها، بنده اتفاقا با بعضی از اینها هم که صحبت کردم، در یک جایی بودیم خلاصه یکی از این منازلی را مشاهده کردیم وقتی طرف درآمد دیدم خیلی خوشحال است، رفتم کناری نشستم، گفتم بیا کارت دارم، رفتیم نشستیم و نیم ساعتی با او صحبت کردم گفتم خب چی شد؟ خیلی رفتی خوشحال شدی، گفت هیچی پاک شدم دیگر، گفتم خب چقدر ازت سلفید و فلان؟ گفت دویست دلار از من گرفت! آن خدانشناس دویست دلار از این بدبخت گرفته بود و خلاصه دیگر حالا نمی‌دانم! گفتم مگر تو چی کار کرده بودی که مثلا فرض کنید ....؟ گفت هیچی، آمد به من هم گفت، گفت حالا به تو عیب ندارد؟ گفتم نه بگو عیب ندارد، دو سه‌تا گفت، گفتم بابا بیست دلار به من می‌دادی من درستت می‌کردم چرا رفتی دویست دلار به او دادی؟ خلاصه بعد شروع کردیم برایش گفتن و این حرفها، گفتم دیگر از این کارها نکن، برو هر وقت خلاصه از این خطاها کردی اولا دیگر نکن بعد هم اگر کردی توبه کن خدا می‌بخشد و پولت را هم بگذار در جیبت، برو بابا صفا کن، چی بلند می‌شوی می‌آیی می‌دهی به این افرادی که اینها معلوم نیست خودشان هزار درجه بدتر از خود تو هستند! هزار درجه!