در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن

14468
سال 1430
نسخه عربی

دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن

3
  • و این هم در افراد متفاوت است، یکی از اشخاص بود، یکی از بزرگان بود، وقتی که خبر فوت مرحوم آقای انصاری را به او دادند یک مرتبه این اصلا افتاد، افتاد زمین و تا آنجایی که من شنیدم حالا درست در نظرم بیاید ظاهرا نصف بدنش تا مدتها بی‌حرکت بود و بعد تا آخر عمر هم آثارش در صورت و در کیفیت و احوالش مشاهده می‌شد.

  • مثلا خبر از دست دادن یک فردی که اینقدر به او تعلق دارد، اینقدر به او وابسته است و اینقدر نسبت به او، البته عرض کردم مسئله به کیفیت نفس هم برمی‌گردد، خیلی‌ها هم هستند که وقتی یک همچنین مطالبی را می‌شنوند با هضم و متانت و تمکن با این مسئله برخورد می‌کنند و یک همچنین مسائلی برایشان رخ نمی‌دهد، فزع این است.

  • فزع به معنای متوحش شدن و یک مرتبه در مقابل امری قرار گرفتن که هیچ نسبت به او انسان امیدی ندارد. وقتی که بگویند بچه‌ات فوت کرد تمام شد، دیگر امیدی آن مادر یا آن پدر به برگشت حیات او ندارد ولی اگر بگویند آقا بچه‌ات تصادف کرده و در بیمارستان است و ان‌شاءلله احتمال بهبودی هست، این اینطور نمی‌شود، هراسان می‌شود ناراحت می‌شود، فورا پیگیر می‌شود ولی اینطور این ضربه به این کیفیت به او وارد بشود این کیفیت نیست.

  • حالا ببینید امام سجاد علیه السلام از چه لغتی برای این مسئله استفاده کرده است، از لغتی استفاده کرده که انگار نه انگار ما یک همچنین مطلبی در ذهن می‌آوریم ابدا، هفتاد سال هم عمر بکنیم هشتاد سال، اصلا انگار نه انگار که یک همچنین مطلبی، یک همچنین نکته‌ای، ما در ذهن بیاوریم و به این مسئله توجه کنیم.

  • می‌دانیم که امام علیه السلام شوخی نمی‌کند، و امام در دعاهای خود با کسی مزاح ندارد، و با کسی به مجامله نمی‌گذارند، وقتی که می‌آید [و] با خدا صحبت می‌کند آنچه را که هست با خدا درمیان می‌گذارد نه اینکه بخواهد یک مقداری را کوچک کند، خدایا مخلصت هستیم حالا خب گرچه تو خیلی بزرگوار هستی و ما کوچک هستیم اینها همه به جای خودش محفوظ ولی حالا ما اینطوری می‌گوییم که متوحش می‌شویم از گناهانمان، به طور کلی زیر و رو می‌شویم از تفکر و تخیل این حالاتمان ولی اینطور هم نیست‌ها! حالا ما گفتیم ولی حالا تو هم خیلی باور نکن، بالاخره ما هم آدم خوبی هستیم، ما هم خیلی کارهای خوب انجام می‌دهیم و اینها، اینها برای ماست، ما اینطور با خدا صحبت می‌کنیم، ما خدا را جدی نگرفتیم و نمی‌گیریم، ما خدا را شوخی می‌پنداریم. ما عالم حساب و کتاب را با مزاح می‌گذرانیم، با غمض عین می‌گذرانیم، با ان‌شاءلله می‌گذرانیم، ان‌شاءلله اینطور است، ان‌شاءلله .....