حصول بصیرت به واسطۀ کسب علم نافع
9یک اصل دیگر دارند که اصل اوّل ترمو دینامیک است: «اصل بقای انرژی». اینها میگویند که هر قوّهای در عالمْ ثابت است، تغییر نمیکند و کم و زیاد هم نمیشود؛ مثلاً قوّۀ الکتریک، قوّۀ حرارت، قوّۀ مکانیک، تمام قوایی که هست، اینها هیچ تغییر نمیکند. انسان میتواند مثلاً قوّۀ الکتریکی را بهصورت قوّۀ مکانیکی در بیاورد یا قوّۀ مکانیکی را تبدیل به انرژی حرارتی بکند و همینطور تبدیل و تبدّل در قوا و انرژیها میشود و تمام این صنعت فعلی هم بر همین اساس است؛ امّا اصلی که ما یک کار بکنیم تا قوّه زیاد بشود، مثلاً الآن حرارت در عالم فلان مقدار کالری است ما کاری کنیم که این دو برابر بشود، سه برابر بشود، یا کم بشود، [این اصل در عالم نیست]. این یک قانون است؛ از فرضیّه هم گذشته و به شکل قانون درآمده است.
امّا اگر پروردگار اراده کند که یک موجودی به دست حضرت عیسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام [بهوجود بیاید]، او گِلی را با دست خودش خمیر کند و به آن فوت کند و بدمد، پرواز کند و برود، این قوّه را از کجا آورده است؟! این حیات را از کجا آورده است؟! یا اینکه حضرت عیسی اراده میکند و موجودی از عدم، انسان میشود؛ یک وقتی انسان مُرده را زنده میکند، و یک وقتی ﴿كُن فَيَكُونُ﴾ است؛ خدا به حضرت عیسی گفت بشو: ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٖ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾؛1 اینها میگویند: «در اینجا دیگر نباید بحث کنید؛ فقط تا همینجا!» میگوییم: پس با آیه و روایت، این حرفها را ثابت کن؛ حرف ما اصلاً به آنجاها نمیرسد!
این یعنی چه؟! یعنی ﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾ میشوند! این علم ابتر و دمبریده است.
خودشان که میآیند در علوم الهی تحقیق میکنند، به امثال اینجا که میرسند آنوقت میگویند: «اصل لاوازیه در صورت موجود بودن اشیاء است!» و اجمالاً اعتراف دارند بر اینکه: «این اعتقاد ما، ما را میآورد، میآورد، میآورد تا این خط، و ما دیگر راجع به حضرت عیسی و قوّت و معجزه و... کاری نداریم و بحث هم نمیتوانیم بکنیم؛ این مقدار ادراک ما است!»
- سوره آل عمران (٣) آیه ٥٩. نور ملکوت قرآن، ج٢، ص ١١٩:
«تحقیقاً مثال خلقت عیسی در نزد خداوند، مثال آدم است که وی را از خاک آفرید و سپس به او گفت: بوده باش! و بنابراین او خواهد بود.»
- سوره آل عمران (٣) آیه ٥٩. نور ملکوت قرآن، ج٢، ص ١١٩:

