حصول بصیرت به واسطۀ کسب علم نافع
5حال فرض کنید که گوش هم ندارد! کسی که چشم ندارد ولی گوش دارد، صدای مادر را میشنود و به او دست میزند؛ مادر میگوید: «بچّه جان!» او میگوید: «بله!» میگوید: «من مادر تو هستم، من تو را زاییدهام، و... .» و خب بالأخره این شخص بهواسطۀ گوش، اجمالاً به موجوداتی ربط پیدا میکند. اگر فرض کنید که هیچ گوشی ندارد و اصلاً صدای مادر و صدای پدر را نشنیده است، نمیفهمد صدای برادر چیست، نمیفهمد صدای غرّش توپ و رعد و برق چیست، صدای خوش، صدای بلبل، صدای قرآن، اصلاً هیچ چیز نمیفهمد، و شما این را هم فرض کنید که همان آدم است که جهازاتش و همه چیزش تمام است، امّا چشم ندارد و گوش هم ندارد؛ این شخص در آن عالم مدرکات خودش که فرض کردیم فهم و مغز هم دارد، خودش را با خارج در چه ربطی میبیند؟! او از این موجوداتی که خداوند خلق کرده است و افرادی که آمدهاند و رفتهاند و چشم داشتهاند و گوش داشتهاند و این هیاهو که در عالم است، بههیچوجه من الوجوه خبری هم ندارد!
حال اگر فرض کنید که حسّ لامسه هم نداشته باشد؛ یعنی مادرش اگر دست به بدنش بکشد، این حسّ را هم ندارد که بفهمد که لمس چیست! ممکن است گوش نداشته باشد و چشم هم نداشته باشد، ولی مادر که لقمه را در دهان او میگذارد، با حسّ لامسه ادراک میکند؛ یا بدنش که میخارد، مادر میخاراند ادراک میکند؛ امّا این حسّ را هم ندارد. این انسان همه چیز دارد ولیکن مایۀ انسانیّت و اصالت انسانیّت را که عبارت است از فهم و ادراک و این امور، ندارد؛ کأنّه هیچ چیز ندارد!
قرآن اینطور میگوید که: آن افرادی که در شک و تردید هستند و نمیدانند آنچه بر تو نازل میشود، اینها کورند، اصلاً چشم ندارند، گوشهایشان هم سنگین شده است و نمیفهمند، قلب ادراک نمیکند! تمام این حواسّ ظاهر که ما به آنها دادیم، برای این است که اینها دریچهای باشد برای حواسّ باطن؛ بصر برای بصیرت است، سمع برای استماع سخنان حق است، قلب و فؤاد برای ادراک است. اگر اینها را داشت ولی راهی به آن باطن نداشت، پس این بدترین افراد و محرومترین افراد است! مثل کسی است که افتاده است و خورشید میآید و میرود، ماه هم شب طلوع میکند، ستارگان هم ظهور میکنند، بادهای ملایم هم میوزد و صداها و نغمههای خوش ألحان مرغان بهاری هم میآید، ولی این شخص نه چشم دارد که ببیند، نه گوش دارد که بشنود؛ این از آن نعمتهای پروردگار چه استفادهای میکند؟! محرومترین افراد است! قرآن اینطور تشبیه میکند: ﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾؛ «مثل آن کسی است که کور است و نمیبیند!» این حقیقتاً کور است! و حقیقت کوری را باید به این کوری گفت که ادراک نمیکند و حقّانیّت آنچه را که بر تو نازل میشود، نمیداند.

