حصول بصیرت به واسطۀ کسب علم نافع
4لا ینفَعُ مَن عَلِمَه و لا یضُرُّ مَن جَهِلَه؛1 «کسی که بداند, بر او نفعی نمیرسد و کسی که نداند, ضرری به او نمیرسد.»
و این علوم غالباً اینطور است که ناشی از توهّمات و تخیّلات است؛ و خلاصه، علوم جزئیّهای است که با علوم عقلی و کلّیّت مربوط نیست.
در این آیه میفرماید: «أ فمَن یعلَمُ أنّما أنزِلَ إلیکَ مِن ربِّک الحَقُّ کمَن لا یعلَمُ ذلک؟!» معلوم میشود که این مطلب خیلی مهم است که علم و عدم علمش با همدیگر مساوی نیست، خیلی با هم تفاوت دارد و از زمین تا آسمان بیشتر تفاوت دارد آن کسی که بداند آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده، حق است، با آن کسی که نمیداند بر تو آیات نازل شده است و تو آیات را هم برای او خواندهای، ولی او نمیداند که حق است و شکّ و تردید دارد و این معنا برایش ثابت نیست.
کوردلی افراد شاک و مردّد و مادّیون منکر خداوند
لذا ببینید قرآن این افرادی را که شک و تردید دارند، دارای یک مرض مهلک میداند: ﴿فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ﴾،2 ﴿وَإِنَّا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾،3 ﴿إنَّهُم لَفِي شَكٍّ مِنهُ مُرِيبٍ﴾.4 اینها برای این است که آن اُسّ و اساس و کینونت و اصالت انسانی که متحقّق به حق است، متوقّف بر این است که انسان چشم داشته باشد و بصیرت داشته باشد.
شما آدمی را فرض کنید که تمام جهات در او هست، قدّ بلندی دارد، جوان است، قلبش چنان تپش خوبی دارد، شریانهایش همه جوان است، کار انعطاف شریان و وریدش خیلی خوب است، کلّیّهاش خیلی خوب کار میکند، مغزش خیلی خوب است و اصلاً خیلی خوب کار میکند، دست و پایش هم خوب است، همه چیزش خوب است؛ امّا بهکلّی چشم ندارد و اصلاً نمیفهمد چشم یعنی چه؛ شما برای این چه ارزشی قائل هستید؟ ادراک این شخص با تمام این دستگاهها و جهازات، به روی عالم خارج بسته شده و عالم خارج هم به روی او بسته شده است.
- الکافی، ج ١، ص ٣٢
- سوره توبه (٩) آیه ٤٥. امام شناسی، ج ١٠، ص ٢٢٨:
«و آنها پیوسته در ظلمات رَیْب و شکّ خود غوطهورند.» - سوره إبراهیم (١٤) آیه ٩. ترجمه:
«تحقیقاً ما نسبت به آنچه تو ما را به آن دعوت میکنی، در شک و ریب هستیم.» (محقّق) - سوره هود (١١) آیه ١١٠. ترجمه:
«آنان نسبت به او (موسی) در شک و ریب بسر میبرند.» (محقّق)

