نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز
9امیرالمؤمنین فرمود: «هر ساعتی که از عمرت میگذرد یک ساعت از حیاتت رفته است!»1 یک ساعت از عمرت قیچی شده است، یک ساعت از تولّدت گذشته است و یک ساعت به مرگ نزدیک شدهای! همین یک ساعتها میگذرد تا یکمرتبه بانگی بر آمد: و خواجه مُرد! حالا اگر وقتی که انسان مُرد، دنبال آن سراب باشد، چقدر او ظالم است!
﴿وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ إِنَّكَ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾.2
عین این آیه برای ما خوانده میشود! چرا از اهواء آنها تبعیّت کردی بعد از اینکه تو دارای علم بودی؟! حجّت تمام شد! استناد ایمانی و یقینی داشتی، اعتماد ایمانی و یقینی داشتی، «من عَمِل بما عَلِم، ورّثه اللَه علمَ ما لم یَعلَم»3 دربارۀ تو صادق بود، پس چرا دنبال «عمل بما عَلِم» نرفتی تا اینکه خداوند از میراث «ما لَم یَعلَم» و از میراث ملائکه و پیغمبران نصیب تو کند؟! دائماً گفتی امروز بگذرد، فردا بگذرد، پسفردا بگذرد، تا ببینیم چه میشود! تمام شد، یکمرتبه برق غیرت میآید و انسان میبیند که خیلی باخته است و دیگر جای تدارک هم نیست؛ چون آفتاب غروب کرده است و نیروی انسان ـ که حیات و عمر است و باید صرف بهدست آوردن آب بشود و بخورد تا جانش از تشنگی نجات پیدا بکند ـ تمام شده است و تمام قوایش از دست رفته است و تمام این عمر را صرف سراب کرده است و عمرش در پایان روز تمام شده است و خورشید غروب کرده است، و البتّه باید دست خالی هم از دنیا برود!
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّد
- تصنیف غرر الحکم، ص ١٦٠: «ما انقَضَتْ ساعةٌ مِن دهرِک إلّا بقطعةٍ مِن عُمُرِک!»
ترجمه: «هیچ لحظهای از روزگار تو نمیگذرد الاّ اینکه قسمتی از عمر تو را با خود میبرد!» (محقّق) - سوره بقره (٢) آیه ١٤٥.
- الحجّة فی القراءات السّبع، ص ١٣٧؛ الخرائج و الجرائح، ج ٣، ص ١٠٥٨؛ الفصول المختارة، ص ١٠٧، با قدری اختلاف. معاد شناسی، ج٣، ص١٩:
«هر کس عمل کند به دانستههای خود، خداوند علم به آنچه را نمیداند، به او عنایت خواهد فرمود.»
- تصنیف غرر الحکم، ص ١٦٠: «ما انقَضَتْ ساعةٌ مِن دهرِک إلّا بقطعةٍ مِن عُمُرِک!»

