نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز
8سزای تبعیّت از اهواء نفسانی بعد از حصول علم به واقع
﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمۡ﴾؛1
«این افرادی که به آنها کتاب داده شده است، تو را چنان خوب میشناسند، مثل اینکه پسرشان را میشناسند! (نه اینکه اینها واقعاً معذور و قاصر باشند، و به قول ما جاهل قاصر باشند.)»
انسان پسر خودش را از همۀ افراد بهتر میشناسد؛ آیا انسان ممکن است یکوقت پسر خودش را اشتباه کند؟! واقعاً از پسرش بپرسد: بگو ببینم اسمت چیست؟ تو پسر چه کسی هستی؟ انسان ممکن است پسر عمو یا پسر عمّهاش را اشتباه کند، و همین که یک مقدار دورتر بروید، لعلّ یکوقت پسرخاله یا همشهریاش را اشتباه کند؛ امّا انسان پسر خودش را اشتباه نمیکند!
خدا میفرماید: این افرادی از یهود و نصاریٰ که به آنها کتاب داده شده است، تو را میشناسند که پیغمبر هستی و حق هستی و تمام علائم حق در تو است، مثل اینکه پسر خودشان را میشناسند؛ امّا قبول نمیکنند، برای اینکه در ذهن خودشان اهواء و سراب آمده است. اینها میبینند که اگر دنبال تو بیایند باید از تمام شخصیّت، آقایی، مقام، علم، جاه، اعتبار و... بگذرند و باید تابع تو بشوند. اینها برای حفظ آن مَسند مجازی و اعتباری، تو را إنکار میکنند و تا آخر عمر علیه تو قیام میکنند؛ با اینکه حق بر آنها روشن است!
آیات قرآن، آیاتی برای همۀ افراد است؛ یعنی این آیات برای ما هم هست.2 خوب باید متوجّه باشیم و دائماً نگوییم که لعنت بر یهود و نصاریٰ و لعنت بر...، و ما الحمدلله مسلمانیم و راه ما درست است! نهخیر، همین آیات [برای ما هم هست].
[ما در حالات] نفسانی خود یک طیفی داریم که در بعضی اوقات که باید إقرار به حق کنیم، با اینکه میدانیم حق است، بهواسطۀ بعضی از جهات اعتباری، اقرار نمیکنیم و همینطور دنبال سراب میرویم و آب از دستمان میرود! در یک قضیّۀ دیگر هم اتّفاق میافتد که میفهمیم این حق است ولی اقرار نمیکنیم؛ سپس یک قضیّۀ دیگر، یک قضیّۀ دیگر و... و این دائمی میشود: سراب و سراب و سراب! آنوقت ما میبینیم که چند بار به دنبال سراب رفتهایم و خدای نا کرده اگر این رفتنها تکرار بشود، عمر انسان ضایع میشود. مقداری که انسان میتواند حرکت کند، از صبح است تا به غروب؛ و وقتی غروب بشود و خورشید غروب کند، هم سراب از بین میرود و هم دیگر آبی نیست. تا هنگامی که آب هست، آن سراب هم در مقابل آب بهواسطۀ تلألؤ خورشید در برابر انسان هویدا است، و مدّت عمر انسان هم محدود است.
- سوره بقره (٢) آیه ١٤٦.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به امام شناسی، ج ٤، ص ٢٠٣ ـ ٢٠٥؛ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٣٢٦ ـ ٣٤٥.

